شبیه کـوه های دور دست

بدون دیدگاه

شبیه کوه

به سان کوه بودم در دامان صحرا
میان دشت ناپیدا و دامانم پـر از لاله
ز سـبـزی و ز آلاله ولی افسوس و صد افسوس
در این عصر پریشانی میان یخبندان بـاورها
میان باد ســــرگردان در این گرداب تنهایی
در این غوغای نامردی دو رنگی ها با دلم کردند
دلم را از کینه آکندند بـهارم را به یغما بــردند
سرم را بر سنگ سائیدند به تاوان گناهی که نکردم
مـرا در آتش انداختندشدم تنها،

شبیه کوه های دور دست…

دانـــــلود

مشخصات

  • 281 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

برچسب ها

دیدگاه های شما

پاسخی بگذارید