صدم غم هست اما همدمی نیست

بدون دیدگاه

بدو بوسه دات کام

صدم غم هست، اما همدمی نیست
وگر یک همدمم باشد غمی نیست
هزاران رازم اندر سینه پژمرد
دریغا و دریغا! محرمی نیست
خمارآلودم، اما ساغری نه
سراپا ریشم، اما مرهمی نیست
گـُنه ناکرده بادافره کشیدن
خدا داند که این درد کمی نیست
سیه چالی نصیبم شد چو بیژن
چه گویم، با که گویم، رستمی نیست
بمیر، ای خشک لب! در تشنه کامی
که این ابر ستَرَون را نمی نیست
نصیحت ناپذیر و حرف نشنو
دلی دارم، که بی محنت دمی نیست
خوشا بی دردی و شوریده رنگی
که گویا خوش تر از آن عالمی نیست
کم است امید اگر صد بار گویم
صدم غم هست، اما همدمی نیست

دانـــــلود

مشخصات

  • 210 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

برچسب ها

دیدگاه های شما

پاسخی بگذارید