دانلود آهنگهای جدید ایرانی

بایگانی‌های عاشقانه ها - صفحه 10 از 98 - ترانه های ماندگار

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
بهترین دوست من در مواقع تنهای
چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸
دانلود آهنگ جدید سیروان خسروی به نام بارون پاییزی
سیروان خسروی - بارون پاییزی
دانلود آهنگ جدید فرزاد فرزین به نام خرابش کردی
فرزاد فرزین - خرابش کردی
دانلود آهنگ جدید حامد زمانی به نام دلارام
حامد زمانی - دلارام
دانلود آهنگ جدید حمید هیراد به نام کدئین
حمید هیراد - کدئین
دانلود آهنگ جدید سیروان خسروی و کاوه یغمایی جای من نیستی
سیروان خسروی - جای من نیستی
دانلود آهنگ جدید سیروان خسروی به نام اينم ميگذره
سیروان خسروی - اینم میگذره
دانلود آهنگ جدید علیرضا روزگار به نام فول نایس
علیرضا روزگار - فول نایس

من دوستت دارم هنوز

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

ترانه‎های عاشقانه

امشب عروسش می شوی…من دوستت دارم هنوز!
بی من چه شیرین میروی…من دوستت دارم هنوز!

در این مثلث سوختم…دارم به سویت می دوم
داری به سویش میدوی…من دوستت دارم هنوز!

قسمت نشد در این غزل…شاید جهان دیگری…
مستی و رقص و مثنوی..!من دوستت دارم هنوز!

امشب برایت بغض من کل میکشد محبوب من!
حتی اگر هم نشنوی من دوستت دارم هنوز!

در سنگسار قلب من لبخند تو زیباترست…
یک جور خاص معنوی من دوستت دارم هنوز!

خوشبخت باشی عمر من در پنت هاس برج عشق!!!
در ایستگاه مولوی من دوستت دارم هنوز!

دارد غرورم میچکد از چشمهایم روی تخت…!
داری عروسش می شوی…من دوستت دارم هنوز

76 views مشاهده

بهار پشت زمستان بهار پشت بهار

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

بهار پشت زمستان بهار پشت بهار
دلم گرفت از این گردش و از این تکرار

نفس کشیدن وقتی که استخوان به گلو
نگاه کردن وقتی که در نگاهت خار

اگر به شهر روی طعنه های رهگذران
اگر به خانه بمانی غم در و دیوار

نمانده است تورا در کنار همراهی
که دوستان تو را می خرند بادینار

نه دوستان صفحاتی زهم پراکنده
که جمع کردنشان درکنار هم دشوار

به صبرشان که بخوانی به جنگ مشتاق اند
به جنگشان که بخوانی نشسته اند کنار

تو از رعیت خود بیمناکی و همه جا
رعیت است که تشویش دارد از دربار

کتاب کهنه تاریخ را نخوانده ببند
دلم گرفت از این گردش و از این تکرار

33 views مشاهده

نمی دانی مگر ؟

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

خواب دیدی که مرا کشتی!؟ نمی دانی مگر؟
هم پناهی هم مرا پشتی ، نمی دانی مگر؟

چشمهایم با فنونِ خویش خاک ات می کند
زود می بازی تو هم، کشتی نمی دانی مگر؟

گرد خشخاشی ِ من! من را به کشتن داده ای
شب به شب بو می کنم مُشتی ، نمی دانی مگر؟

گِرد آتش واره ی عشقت دعایی خوانده ام
تو برایم مثل َزرتشتی ،نمی دانی مگر؟

عاقبت باحکم عدلِ خود قصاصت می کنم
«ثالث»اَم با دینِ مزدشتی نمی دانی مگر؟!

40 views مشاهده

باز هم نصفه شب و تاب و تبی تکراری

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

باز هم نصفه شب و تاب و تبی تکراری
دلبرم! دخترِ مهتاب! تو هم بیداری؟

گل شب بوی غزل ریز! مزاحم نشوم!
وقت داری کمی از روی غمم برداری؟؟

میشود دست به بغضم بکشی؟ بی زحمت!
میشود گوش به آهنگِ دلم بسْپاری؟

“یک نفر آدمم و چند نفر غمگینم”
خسته ام،خسته از این زندگیِ اجباری!

شده مخروبه بنایِ دلِ کج بنیادم!
شاعری را چه به وصله زدن و معماری!

خسته ام،منتظرِ معجزه ی تازه ایَم
تو بیایی به دلم دینِ نُویی می آری!

کاش! پایانِ غمِ من به خودت ختم شود
کاش! شیرین شود این درد و غمِ تکراری!

17 views مشاهده

مهم نيست

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵

مراقب خودت باش

ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ …
ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺗﺎ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﻗﻀﺎﻭﺕ
ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺸﺎﻥ , ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﻫﺴﺘﻢ ﺑﺮﻭﻧﺪ !!!
ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ ﻧﯿﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺍ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ …
ﺧﯿـﺮﻩ ﻧﮕﺎﻫﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ
ﻣﮕﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ , ﺩﺭﺳﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﺍﺫﻫﺎﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻧﺖ ﺑـﯽ ﺧﺒﺮﻧﺪ

33 views مشاهده

بیا تا با غزل عقدت کنم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

بیا تا با غزل عقدت کنم تا محرمم باشی
شریک شادی و شعر و شب و شور و غمم باشی

نمی خواهم بجز چشم تو رازی بینمان باشد
دلم می خواهد آگاه از همه زیر و بمم باشی

دمادم عمر من اتلاف شد اسراف شد بی تو
بیا تا همدلم باشی، بیا تا همدمم باشی

شدم مات رخت ،چون مهره ی دشمن چه بد کیشی…
توقع داشتم تو قلعه ی مستحکمم باشی

اگر خاکم اگر آبم ،بدان من بی تو بی تابم
بیا تا کعبه ام باشی، بیا تا زمزمم باشی

به دل مهر تورا مثل علی یک عمر پروردم
مبادا روز آخر جای ابن ملجمم باشی

درون دل غمی دارم، ز عشقت عالمی دارم
مبادا لحظه‌ای تو، خارج از این عالمم باشی

76 views مشاهده

با لباس آبی از من دل که نه جان می بری

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

با لباس آبی از من دل که نه جان می بری
تو مسلمانی از این ساده مسلمان می بری

عقل و هوش از سر من با هر نگاهت می پرد
این تفاوتی که هست در هر انسان می بری

اوج تصمیم منی هر جا که باشی هستم و
مثل یک کشتی به آبم مثل بادبان می بری

تو که ماهی من که برکه، در دلم هستی و دور
ماه من کی با خودت من را به آسمان می بری؟

ترسم از سوختن که نیست از عشق تو داغم هنوز
این خیال است که مرا سمت زمستان می بری

هر چه می خواهی بکن از عشق من کم شد مگر؟
ماه من بی فایدست زیره به کرمان می بری

27 views مشاهده

قصد جان می کند این عید

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

قصد جان می کند این عید و بهارم بی تو
این چه عیدی و بهاری است که دارم بی تو

گیرم این باغ ، گُلاگُل بشکوفد رنگین
به چه کار آیدم ای گل ! به چه کارم بی تو ؟

با تو ترسم به جنونم بکشد کار ، ای یار
من که در عشق چنین شیفته وارم بی تو

به گل روی تواش در بگشایم ورنه
نکند رخنه بهاری به حصارم بی تو

گیرم از هیمه زمرد به نفس رویانده است
بازهم باز بهارش نشمارم بی تو

با غمت صبر سپردم به قراری که اگر
هم به دادم نرسی ، جان بسپارم بی تو

بی بهار است مرا شعر بهاری ،‌آری
نه همیه نقش گل و مرغ نیارم بی تو

دل تنگم نگذارد که به الهام لبت
غنچه ای نیز به دفتر بنگارم بی تو

72 views مشاهده

گم شدم در گیر و دار آرزو های خودم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

گم شدم در گیر و دار آرزو های خودم
تا به تنهایی رسیدم باز با پای خودم

مثل احساسی که از دلبستگی بیزار بود
من زمستانم گریزانم ز سرمای خودم

آتش سوزان عشقم در مسیر سرد باد
می شوم توفان ویرانی فردای خودم

قصه نامحرمان بس بود اما پس چرا
می کشم کشتی دزدان را به دریای خودم

خورده ام صد بار چوب اشتباهم را ولی
می کنم تایید مرگم را به امضای خودم

ادعا کردم که کوهم ریشه دارم در زمین
با نسیمی جابجا گشتم من از جای خودم

بس که گریان کرده ام لبخند های شوق را
سیل این دیوانگی آمد به صحرای خودم

66 views مشاهده

خدا دارد چه چیزی بر سرم می آورد

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

خدا دارد چه چیزی بر سرم می آورد ری را؟
هوای عید با خود بوی غم می آورد ری را

مرا بی شعر در ذهنت مجسم کن! نمی خندی؟
تو وقتی نیستی این مرد کم می آورد ری را

شب بی شعر، چای سرد، عید تلخ، راه دور
بد تقدیر دارد پشت هم می آورد ری را

به جان تو ملالی نیست غیر از «نیستی پیشم»
و اینکه غصّه فکر دم به دم می آورد ری را!!!

کجای زندگی لنگ است وقتی من نمیخوانم
جهان چیزی مگر بی شعر کم می آورد ری را؟

تورا مشغول بودم،قوری چینی خودش را کشت
دوباره زهر جای چای دم می آورد ری را

42 views مشاهده


دسته بندی

مطالب محبوب