دانلود آهنگهای جدید ایرانی

بایگانی‌های عاشقانه ها - صفحه 4 از 98 - ترانه های ماندگار

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
بهترین دوست من در مواقع تنهای
چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۸
دانلود آهنگ جدید سیروان خسروی به نام بارون پاییزی
سیروان خسروی - بارون پاییزی
دانلود آهنگ جدید فرزاد فرزین به نام خرابش کردی
فرزاد فرزین - خرابش کردی
دانلود آهنگ جدید حامد زمانی به نام دلارام
حامد زمانی - دلارام
دانلود آهنگ جدید حمید هیراد به نام کدئین
حمید هیراد - کدئین
دانلود آهنگ جدید سیروان خسروی و کاوه یغمایی جای من نیستی
سیروان خسروی - جای من نیستی
دانلود آهنگ جدید سیروان خسروی به نام اينم ميگذره
سیروان خسروی - اینم میگذره
دانلود آهنگ جدید علیرضا روزگار به نام فول نایس
علیرضا روزگار - فول نایس

این روزها حس می کنم از عشق سرشارم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه شنبه ۱ تیر ۱۳۹۵

شعر های عاشقانه

این روزها حس می‌کنم از عشق سرشارم
حس می کنم حال و هوای دیگری دارم
این من که می بینی ،من یک سال پیشم نیست
پیداست این از چهره ام از شوق بسیارم
حس می کنم چیزی که از چشم تو می آید
این روز ها جا می‌کند در عمق پندارم
در خواب هم نام قشنگت بر لبم جاریست
یعنی به یاد تو میان خواب بیدارم
می خواستم بعد از شکستن های پی در پی
دل را به دست مردم این شهر نسپارم
می خواستم آن طور که می خواستم باشم
اما تو که باشی من از تسلیم ناچارم (ادامه)

27 views مشاهده

بی تو دلتنگی به چشمانم سماجت می‌كند

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه شنبه ۱ تیر ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

بی تو دلتنگی به چشمانم سماجت می كند
وای دل چون كوه كی بی تو لجاجت می كند
اشتیاق دیدن تو میل خاموشی نكرد
هیچوقت عشقت به دل فكر فراموشی نكرد
عشق من با تو به میزان تقدس می رسد
بی حضورت دل به سر حد تعرض می رسد
دوستت دارم برای من كلامي تازه نیست
حد عشقت را برایم هیچ چیز اندازه نیست
در غیاب تو غریبانه فراغت می كشم
بر گذشت لحظه ها طرحی ز طاقت می كشم
با تنفس در هوای تو هنوزم قانعم
ابتلای سینه را اینگونه از غم مانعم
چشمهای مهربان تو فراموشم نشد
هیچكس جز یاد تو بی تو هم آغوشم نشد
من تو را با التهاب سینه ام فهمیده ام
ساده گویم خویش را با بودنت سنجیده ام

85 views مشاهده

در ديگران مي جويي ام اما بدان اي دوست

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

در ديگران مي جويي ام اما بدان اي دوست
اين سان نمي يابي ز من حتي نشان اي دوست
من درتو گم گشتم مرا در خود صدا مي زن
تا پاسخم را بشنوي پژواك سان اي دوست
در آتش تو زاده شد ققنوس شعر من
سردي مكن با اين چنين آتش به جان، اي دوست
گفتي بخوان – خواندم – گرچه گوش نسپردي
حالا كه لالم خواستي پس خود بخوان اي دوست
من قانعم آن بخت جاويدان نمي خواهم
گر مي تواني يك نفس با من بمان اي دوست
يا نه، تو هم با هر بهانه، شانه خالي كن
از من – من اين بر شانه ها بار گران- اي دوست
نا مهرباني را هم از تو دوست خواهم داشت
بيهوده مي كوشي بماني مهربان اي دوست
آن سان كه مي خواهد دلت با من بگو آري
من دوست دارم حرف دل را بر زبان اي دوست

“محمدعلي بهمني”

74 views مشاهده

همه ميپرسند چيست در زمزمه مبهم آب

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۵

اشعار فریدون مشیری

همه ميپرسند
چيست در زمزمه مبهم آب
چيست در همهمه دلكش برگ
چيست در بازي آن ابر سپيد
روي اين آبي آرام بلند
كه ترا مي برد اينگونه به ژرفاي خيال
چيست در خلوت خاموش كبوترها
چيست در كوشش بي حاصل موج
چيست در خنده جام
كه تو چندين ساعت
مات و مبهوت به آن مي نگري
نه به ابر
نه به آب
نه به برگ
مه به اين آبي آرام بلند
نه به اين خلوت خاموش كبوترها
نه به اين آتش سوزنده كه لغزيده به جام ( ادامه )

23 views مشاهده

از خانه بيرون ميزنم اما کجا امشب

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

از خانه بيرون ميزنم اما کجا امشب
شايد تو ميخواهي مرا در کوچه ها امشب!
پشت ستون سايه ها روي درخت شب
مي جويم اما نيستي در هيچ جا امشب؟
ميدانم ، آري نيستي اما نمي دانم
بيهوده مي گردم به دنبالت چرا امشب؟
هر شب ترا بي جستجو مي يافتم اما
نگذاشت بي خوابي به دست آرم ترا امشب
ها…سايه اي ديدم! شبيه ات نيست اما حيف!
اي کاش مي ديدم به چشمانم خطا امشب
هر شب صداي پاي تو مي آمد از هر چيز
حتا ز برگي هم نمي آيد صدا امشب
امشب ز پشته ي ابرها بيرون نيامد ماه ( ادامه )

18 views مشاهده

از قهوه خانه ی سر میدان شروع شد

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

از قهوه خانه ی سر میدان شروع شد
از شکل های داخل فنجان شروع شد
می آمدی و بافه ی گیسو به دست باد
و عشق از این فضای پریشان شروع شد
گنجشک تو شدم ،همه ی جفت بازی ام
از سیم های لخت خیابان شروع شد
– رحمت رساد شیخ اجل را – که بوسه مان
از باب ” عشق و شور ” گلستان شروع شد
پرسه شدی به باد ، هوا گردباد شد
بوسه زدی به ابر ، و باران شروع شد
حوّای مینیاتوری گیس گندمی !
از هیکل تو شوخی شیطان شروع شد ( ادامه )

94 views مشاهده

لبهات آن دو شعله ی افروخته به چند

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۵

ترانه‎های عاشقانه

لبهات آن دو شعله ی افروخته به چند؟
آن چشمهای قهوه ای سوخته به چند
گیسو طلای روسری آتشفشان بگو
گنجی که کوه در دلش اندوخته به چند؟
حال خوشیست دم به دم جذبه های تو
این حس آشنای نیاموخته به چند؟
آماج تیر هاست اگرچه تنم ولی
تیری که عشق را به دلم دوخته به چند؟
تا کی بسوزم از غم دوری دست هات
اش نخورده و دهن سوخته به چند؟

81 views مشاهده

کودکی که تازه دیده باز می کند

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۵

عاشقانه ها

کودکی که تازه دیده باز می کند
یک جوانه است
گونه های خوشتر از شکوفه اش
چلچراغ تابناک خانه است
خنده اش بهار پر ترانه است
چون میان گاهواره ناز می کند…
ای نسیم رهگذر به ما بگو
این جوانه های باغ زندگی
این شکوفه های عشق
از سموم وحشی کدام شوره زار
رفته رفته خار می شوند؟؟
این کبوتران برج دوستی
از غبار جادوی کدام کهکشان
گرگ های هار می شوند؟؟

«فريدون مشيري»

25 views مشاهده

ای آنکه در شبانه من روشنی هنوز

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

ای آنکه در شبانه من، روشنی هنوز
گاهی به من بگو که به یاد منی هنوز
باغ خزان من ز تو رونق گرفته است
تنها گل شکفته این گلشنی هنوز
گلزار عطر و رنگ شدی، سالهای سال
مستم به عطر بوته پیراهنی هنوز
در جستجوی گوشه آرام با توام
چون کودکی، رها شده بر دامنی هنوز
معجون نرمش و آرامشی و عشق
ابریشمی، صدفی، سوسنی هنوز
مرغی کنار شیشه پرو بال می زند
برجان پر شکسته من مامنی هنوز
گاهی به من بگو که به یاد منی هنوز
ای آنکه شاهد این شیونی هنوز

دکتر منوچهر محمدزاده

84 views مشاهده

اگر حرفی سرودی روی لبها نیست

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

اگر حرفی، سرودی روی لبها نیست
و زنگ نعره ای در گوش شبها نیست
اگر اکنون هجوم درد و تنهاییست
اگر امید من امید رویاییست
بترس از من، بترس از من،

از این سیل جدا افتاده ی مغرور
بترس از من، بترس از من

که پر کینه نگاهت میکنم از دور
نخواهم رفت…
خواهم ماند
روزی با تو، خواهم خواند، سرودی را که از چشمم نمی خوانی
حدیثی را که جز رویا نمیدانی
برایت مهربان بودم، تو میدانستی و نامهربان بودی
به پایت زندگی دادم، تو رنجم دادی و در فکر جان بودی
گرفتی هر چه از من بود، چو دشمن مرا پا بستی و رفتی
چو ترسیدی که بگریزم گل پیوندمان بشکستی و رفتی
بترس از من…

21 views مشاهده


دسته بندی

مطالب محبوب