دانلود آهنگهای جدید ایرانی

بایگانی‌های عاشقانه ها - صفحه 9 از 98 - ترانه های ماندگار

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
بهترین دوست من در مواقع تنهای
جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۹۸
دانلود آهنگ جدید فرزاد فرزین به نام خرابش کردی
فرزاد فرزین - خرابش کردی
دانلود آهنگ جدید حامد زمانی به نام دلارام
حامد زمانی - دلارام
دانلود آهنگ جدید حمید هیراد به نام کدئین
حمید هیراد - کدئین
دانلود آهنگ جدید سیروان خسروی و کاوه یغمایی جای من نیستی
سیروان خسروی - جای من نیستی
دانلود آهنگ جدید سیروان خسروی به نام اينم ميگذره
سیروان خسروی - اینم میگذره
دانلود آهنگ جدید علیرضا روزگار به نام فول نایس
علیرضا روزگار - فول نایس
دانلود آهنگ جدید مسیح و آرش به نام دریا
مسیح و آرش - دریا

حس زیبا دیدن

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنج شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵

حس زیبا دیدن

بچه‌ها هرگز مادرشان را زشت نمی‌دانند …
سگ‌ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی‌کنند …
اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی‌آید …
اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید ،
آن را زیبا هم خواهید یافت …
زیرا ” حس زیبا دیدن ” همان عشق است … !

خدا را لمس باید کرد

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵

خدا را لمس باید کرد

خدا را لمس باید کرد…
خدا را می توان در باوری جا داد،
که در احساس وایمان غوطه ور باشد…!
خدا را می توان بویید…!
واین احساس شیرینی است،
که ما از بیکران مهربانیها برای خود،
خدایی لا مکان وبی نشان سازیم…!
خدا را در زمین وآسمان جستن ،
ندارد سودی ای آدم…!
تو !!
باید عاشقش باشی…!
باید گوش بسپاری
به بانگ هستی وعالم
خدا زیباترین معشوق انسان هاست…!
خدا را نیست همزادی
که او یکتاترین
عاشق ترین
معبود انسان هاست….!!

صبوری تا کی ؟

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵

عاشقانه ها

نکند صبر یک فریب بزرگ باشد…!
چون
سالهاست با غوره ها کلنجار میروم
حلوا نمیشود…!

 

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشم
هنوز پیرهنم را ، نشُسته می پوشم

هنوز بوی تو از تار و پود زندگی ام
نرفته است که خود رابه عطر بفروشم

عجب مدار از این جوششی که در من هست
که من به هرم نفسهای توست…می جوشم

کجا به پیری وسستی وضعف روی آرم
منی ک آب حیات از لب تومی نوشم

به بوسه ای که گرفتم در آخرین لحظه
برای بوسه ی دیگر دوباره می کوشم

برای آنکه بدانی که بر سر عهدم
برای آنکه بدانی نشد فراموشم

قسم به بوسه ی آخر…قسم به اشک تو…من
هنوز پیرهنم را ؛ نشُسته می پوشم

نمیشود که شوی یک دمی فراموشم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

نمیشود که شوی یک دمی فراموشم
تویی که شهد لبت با ترانه مینوشم

برای از تو نوشتن همیشه کم دارم
برای از تو سرودن همیشه میکوشم

تو شهد آب حیاتی که بی تو می میرم
تو سکر جام شرابی که با تو میجوشم

حکایت من و خواجه تفَال و غزلست
همو که داد ز غصه ،نجاتمان ،دوشم

همیشه طفل دبستان خط لب هاشم
همیشه آرش عشق کمان ابروشـم

عجب مدار پلنگی به چنگ ،آهو داشت
عجیب این که پلنگی به چنگ آهوشم

همیشه در دل خود جاودانه می سوزم
اگر چو آتش زرتشت سرد و خاموشم

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشم
هـنوز پـیرهنم را نشـسته می پوشم *

کاسه آبی را به پشتم،مادرم پاشیدو رفت

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

ترانه‎های عاشقانه

کاسه آبی را به پشتم،مادرم پاشیدو رفت
تا که برگردم شنیدم ،از غمم نالیدو رفت

دیده بودم خواب مادر را شب میلاد من
لحظه ای آمد کنارم،صورتم بوسیدو رفت

مادرم چندین بهاراست،ازکنارم رفته است
مثل مامور از بهشت،آمد مرا زایید و رفت

قوم وخویشانم مکرر، این خبر را میدهند
مادرت درخواب ما،حال توراپرسیدورفت

من به قربانت ،که هرجا رفته ای یاد منی
یادتو هرنیمه شب،روی مرا پوشیدورفت

شعر زیبایی به عشقش گفته بودم که ندید
آمد او اما شبی بر شعر من بالید و رفت

مادرم رفته ولی،در خاطراتم مانده است
روز مادر،چشم او ،آمد بمن خندیدو رفت

وقتی از باور پروانه شدن سرشاریم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

وقتی از باور پروانه شدن سرشاریم
دل به تاریکی این پیله چرا بسپاریم؟

سنگ باشیم ولی در تن کوهی مغرور
دست از دشمنی آینه ها برداریم

بعد از این بین سکوت من و لبخند شما
رازهایی که شنیدیم نگه می داریم

تا اگر از غم پاییز پریشان بودیم
دست بر شانه ی دلتنگی هم بگذاریم

بین ما هرچه که عریان شده خاکستر ماست
ما که معشوقگی آتش و گندمزاریم

باد از کوچه ی بن بست خبر آورده
ما دوتا پنجره زندانی یک دیواریم

تب کرده ام

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

تب کرده ام پیراهنم ویروس دارد
گلبته هایش داغ نامحسوس دارد

من دیده ام در تب می افتد ماه در حوض
ساعت هم آنجا گردش معکوس دارد

باور کنید آقا اجازه! دست من نیست
این عشق تنها با جنون تکمیل می شد

از برف شبهای زمستانی بپرسید
وقتی می آمد مدرسه تعطیل می شد

سر زد شبیه آفتاب از پشت دیوار
مهتاب را در آسمانت خط خطی کرد

تا من به چشمت ماه پیشانی بیایم
قلب تو را مانند بمب ساعتی کرد

از روستاهای خیالی می گذشتیم
آنجا زنی با خاطراتش شال می بافت

با بافه ای از جنس رویاهای رنگین
هر شب برای یک مسافر فال می بافت

تب کرده ام، هذیان برایت می نویسم
مغزم پر است از فکرهای اشتباهی!

بگذار حالت را بپرسم گرچه دیر است
عالیجناب شعرهایم! روبراهی؟

در شهر هی قدم زد و عابر زیاد شد

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

در شهر هی قدم زد و عابر زیاد شد
ترس از رقیب بود … که آخر زیاد شد

این قدرهام نصف جهان جمعیت نداشت
با کوچ او به شهر، مهاجر زیاد شد

یک لحظه باد روسری اش را کنار زد
از آن به بعد بود که شاعر زیاد شد

هی در لباس کهنه اداهای تازه ریخت
هی کار شاعران معاصر زیاد شد …

از بس که خوب چهره و عالم پسند بود
بین زنان شهر سَر و سِر زیاد شد

گفتند با زبان خوش از شهر ما برو
ساک سفر که بست، مسافر زیاد شد

من دوستت دارم هنوز

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

ترانه‎های عاشقانه

امشب عروسش می شوی…من دوستت دارم هنوز!
بی من چه شیرین میروی…من دوستت دارم هنوز!

در این مثلث سوختم…دارم به سویت می دوم
داری به سویش میدوی…من دوستت دارم هنوز!

قسمت نشد در این غزل…شاید جهان دیگری…
مستی و رقص و مثنوی..!من دوستت دارم هنوز!

امشب برایت بغض من کل میکشد محبوب من!
حتی اگر هم نشنوی من دوستت دارم هنوز!

در سنگسار قلب من لبخند تو زیباترست…
یک جور خاص معنوی من دوستت دارم هنوز!

خوشبخت باشی عمر من در پنت هاس برج عشق!!!
در ایستگاه مولوی من دوستت دارم هنوز!

دارد غرورم میچکد از چشمهایم روی تخت…!
داری عروسش می شوی…من دوستت دارم هنوز



دسته بندی

مطالب محبوب