دانلود آهنگهای جدید ایرانی

» 2014 » دسامبرسایت موسیقی ترانه های ماندگار

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
بهترین دوست من در مواقع تنهای
لطفا یک افزونه تاریخ نصب کنید.
یوسف زمانی - دلت میاد
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی به نام نامه
یوسف زمانی - نامه
یوسف زمانی - گمشده
یوسف زمانی - مرتضی پاشایی
یوسف زمانی - وای دلم رفت
یوسف زمانی - دلگیر نشو
یوسف زمانی - Sukur

طالع من

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 29 دسامبر 2014

در طالعم نبود که با تو سفر کنم
رفتم که رنج های تو را مختصر کنم
این روزها سکوت من از ناتوانی است
من کیستم که از تو بخواهم حذر کنم؟
هرگز مباد این که بخواهم به جرعه ای
طعم زبان تلخ تو را بی اثر کنم
آن قدر دور می شوم از چشمه های تو
تا باغ را به دیدن تو تشنه تر کنم
آن وقت با خیال تو یک رود می شوم
تا با تو از میان درختان گذر کنم
جان در ازای بوسه ی تو…حاضرم که من
بازنده ی معامله باشم، ضرر کنم
هرگز نخواستم که به نفرین و ناله ای
از ظلم تو زمین و زمان را خبر کنم
دارم به خاطر تو از این شهر می روم
شاید که از دیدنت نتوانم حذر کنم

درد من

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 29 دسامبر 2014

و درد که این بار پیش از زخم آمده بود
آنقدر در خانه ماند که خواهرم شد
با چرک پرده ها با چروک پیشانی دیوار کنار آمدیم
و تن دادیم به تیک تاک عقربه هایی
که تکه تکه مان کردند
پس زندگی همین قدر بود ؟
انگشت اشاره ای به دوردست ؟
برفی که سال ها بیاید و ننشیند ؟
و عمر که هر شب از دری مخفی می آید
با چاقویی کند
ماه شاهد این تاریکی ست
و ماه دهان زنی زیباست
که در چهارده شب
حرفش را کامل می کند
و ماهی سیاه کوچولو
که روزی از مویرگ های انگشتانم راه افتاده بود
حالا در شقیقه هایم می چرخد
در من صدای تبر می آید.
آه ، انارهای سیاه نخوردنی بر شاخه های کاج
وقتی که چارفصل به دورم می رقصیدند
رفتارتان چقدر شبیهم بود
در من فریادهای درختی ست
خسته از میوه های تکراری
من ماهی خسته از آبم
تن می دهم به تو
عروس غمگین
تن می دهم به علامت سوال بزرگی
که در دهانم گیر کرده است.
پس روزهایمان همین قدر بود؟
و زندگی آنقدر کوچک شد
تا در چاله ای که بارها از آن پریده بودیم افتادیم.

مرز چشمانش

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 29 دسامبر 2014

تابحال از مرز چشمانش فراتر رفته ای ؟
تو میدانی به جنگی نابرابر رفته ای ؟
لشکرت وقتی که از دشمن اطاعت می کنند
ناگزیر از دست احساس خودت در رفته ای ؟
بارها و بارها هی التماسش کرده ای ؟
بی سبب آیا به سنگرهای دیگر رفته ای ؟
هی فریبت داده اند اما تو باور کرده ای
اشتباه آیا مسیری را مکرر رفته ای ؟
مرگ یک فرمانده از درد اسارت بهتر است
با فشنگ آخر یک اسلحه ور رفته ای ؟
ضربه های بیشتر معمولا آدم می خورد
هر زمان از راههای مطمئن تر رفته ای !!

سخت است

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 29 دسامبر 2014

دوباره آمدن و مبتلا شدن سخت است
که نقشِ اول ِ این ماجرا شدن سخت است
برایِ آن که سکوتِ تو را نمی فهمد
چقدر حنجره ی بی صدا شدن سخت است
بنا نبود بمانی چرا به من گفتی
کلاغِ آخرِ این قصه ها شدن سخت است ؟!
تو رفتی از همه دنیا گذشتم اما این
گذشتن از همه چیز و رها شدن سخت است
بیا از اولِ این ماجرا خودت برگرد
که آشنائی و بعدش جدا شدن سخت است
شکسته است غرورش ، وگرنه شیطان هم
نمازِ اولِ وقتش قضا شدن سخت است
مزاح بوده انالحق کسی اگر گفته
برای شخصِ خدا هم خدا شدن سخت است !!

ای یار دور دست

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 29 دسامبر 2014

ای یار دور دست که دل می بری هـنوز
چون آتش نهفته به خـاکـستـری هـنـوز
هر چند خط کشیده بـر آیـیـنه ات زمـان
در چشمم از تمام خوبان، سـری هـنـوز
سـودای دلـنـشـیـن نـخـستین و آخرین!
عـمـرم گذشت و تـوام در سـری هـنـوز
ای چلچراغ کهنه که زآن سوی سال ها
از هـر چـراغ تـازه، فـروزان تــری هـنــوز
بـالـیـن و بـسـتـرم، هـمـه از گل بیاکنی
شب بر حریم خوابم اگر بـگـذری هـنـوز
ای نـازنـیـن درخـت نـخـسـتین گناه من!
از مـیـوه هـای وسـوسـه بــارآوری هنوز
آن سیب های راه به پـرهـیـز بـسـتـه را
در سایه سار زلف، تو مـی پـروری هنوز
وان سـفــره شـبــانــه نـان و شـراب را
بر میزهای خواب، تو می گستری هنوز
با جرعه ای ز بوی تو از خویش می روم
آه ای شراب کهنه کـه در ساغری هنوز

گریه كار كمی است

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 29 دسامبر 2014

هیچ پروازى تا به حال اینگونه دلم را آشوب نكرده بود
نام كوچك اینروزهام حسرت است…
باور نكرده بودم،
باور نمى كنم،
باور نخواهم كرد،
چقدر بنویسم
كه برگردى..؟
گریه كار كمى ست
براى توصیف رفتنت،
دارم به رفتار پرشكوهى
شبیه مرگ
فكر مى كنم…
یكبار، كوتاه دیدمش،
كاش دقیق تر دیده بودمش،
كاش عمیق تر شناخته بودمش..
با قلبى آكنده از حسرت و اندوه

چرا باید پول تعیین کند

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 29 دسامبر 2014

پُولدار که باشی…
بَرف بَهانه ای میشَوَد بَرایِ
لِباس نُو خَریدَن،
با دوستان به اِسکی رَفتَن،
تَفریح کَردن و از زِندِگی لِذّت بُردَن…
اما خُدا نَکُنَد فَقیر باشی و بَرف ببارَد…
از بیکار شُدَنِ پِدَرِ کارِگرَت بِگیر ،
تا غَمِ پاره بُودَن کَفشهایَت،
و چِکّه کَردَنِ سَقفِ خانه اَت…
ﭼﺮﺍ ﺑﺎﻳَﺪ ﭘُﻮﻝ ﺗَﻌﻴﻴﻦ ﻛُﻨَﺪ ،
بَرف ﻧِﻌﻤَﺖ ﺍَﺳﺖ ﻳﺎ ﻋَﺬﺍﺏ…!؟

عطر تنت

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 29 دسامبر 2014

عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده ..
امــروز بـویــیدَمَش عمــیق ِ عمــیق ِ!
و با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم!
و به یــاد آوردم که دیـگر ، تـنـت سـهم ِ دیگری ست…
و غمــت سـهم ِ مــن!

گاهی در تنهایی

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 29 دسامبر 2014

در زندگی گاه باخته ام!…
گاه با کسی ساخته ام!…
گاه گریه کرده ام!…
گاه بخشیده ام!…
گاهی فریب خورده ام!…
گاهی افتاده ام!!!…
گاهی در تنهایی مُـرده ام!!!…
اما حال زمانش رسیده که بگویم: من…از تمام اینها درس آموختـــه ام!!!…
“اکنون خوشحالم که خـــــودم هستم !!!…
شاید ساده باشم!!..
اما صـادقم..
من خـودم هستم! .. و این برایم کافیست…
خـدایا…
بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم
بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کرده ام
و بابــت لحظات شادی که به یادت نبوده ام
بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبت دادم
بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر تو را دانستم
مرا ببخش
کمک کن که بفهمم تو کنآر منی نه رویاروی من …

ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : یکشنبه 28 دسامبر 2014

سکوت گورستان رامیشنوى؟
دنیا ارزش دل شکستن را ندارد …
میرسد روزی که هرگز در دسترس نخواهیم بود …
خاک آنتن نمیدهد که نمیدهد…!
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺖ …
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ…
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﻧﺎﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ…
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟
ﭘﺲ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ
ﻋﻤﯿﻖ ﻧﻔﺲ ﺑﮑﺶ ﻋﻤﯿﻖ
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ
بودن را
ﺑﭽﺶ
ﺑﺒﯿﻦ
ﻟﻤﺲ ﮐﻦ
ﻭﺑﺎﺗﮏ ﺗﮏ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯾﺖ لبخند بزن…
قدر لحظه های باهم بودن رو خوب بدونیم
شاید فردایی نباشد…


مطالب محبوب