دانلود آهنگ جدید

ترانه های ماندگار - صفحه 154 از 225 - دانلود جدیدترین آهنگ های ایرانی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
پنج شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۷

ترانه‎های عاشقانه

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۴

گل سرخ قصمون با شبنم رو گونه هاش
دوباره دل داده بود به دست عاشقونه هاش
خونه ی اون حالا تو یه گلدون سفالی بود
جای یارش چقدر تو این غریبی خالی بود
یادش افتاد که یه روز یه باغبون دو بوته داشت
یه بهار اون دو تا رو کنار هم تو باغچه کاشت
با نوازش خورشید طلا قد کشیدن
قصشون شروع شد و همش به هم میخندیدن
شبنمای اشکشون از سر شوق و ساده بود
عکس دیوونگیشون تو قلب هم افتاده بود
روزای غنچه گیشون چقدر قشنگ و خوش گذشت
حیف لحظه هایی که چکید و مرد و برنگشت
گلای قصه ی ما اهالی شهر بهار
نبودن آشنا با بازی تلخ روزگار
فکر میکردن همیشه مال همن تا دم مرگ
بمیرن با هم میمیرن از غم باد و تگرگ
یه روز اما یه غریبه اومد و آروم و ترد
یکی از عاشقای قصه ی ما رو چید و برد
اون یکی قصه ی رفتن و باور نمیکرد
تا که بعدش چیده شد با دستای سرد یه مرد
گلای قصه ی ما عاشقای رنگ حریر
هر کدوم یه جای دنیا بودن و هر دو اسیر
هیچکی از عاقبت اون یکی با خبر نبود
چی میشد اگه توی دنیا قصه ی سفر نبود
قصه ی گلای ما حکایت عاشقیاس
مال یاسا ، پونه ها ، اطلسیا ، رازقیاس
که فقط تو کار دنیا دل سپردن بلدن
بدون اینکه بدونن خیلیا خیلی بدن
یکیشون حالا تو گلدون سفال خیلی عزیز
اون یکی برده شده واسه عیادت مریض
چقدر به فکر هم اما چقدر در به درن
اونا دیگه تا ابد از حال هم بی خبرن
روزگار تو دنیای ما قربونی زیاد داره
این بلاها رو سر خیلی کسا در میاره
بازیاش همیشه یک عالمه بازنده داره
توی هر محکمه کلی برگ و پرونده داره
این یه قانون شده که چه تو زمستون چه بهار
نمیشه زخمی نشد از بازیهای روزگار
اگه دست روزگار گلای ما رو نمی چید
حالا قصه با وصالشون به آخر می رسید
ولی روزگار ما همیشه عادتش اینه
خوبا رو کنار هم میاره بعدم میچینه
کاش دلایی که هنوزم می تپن واسه بهار
در امون بمونن از باز یای تلخ روزگار

ترانه‎های عاشقانه

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۴

اسکله ی ناز چشات حریم امن قایقم
تو ساعت یه ربع به عشق عقربه ی دقایقم
گرمی دستای تورو به صد تا دنیا نمیدم
هر وقت که یارم تو بودی بی کسی و نفهمیدم
تو بند دل سلول عشق حبس نگاتو میکشم
ولی بازم رو میله هاش عکس چشاتو میکشم
ای قصه ی بی سر و ته شعر بدون قافیه
برای مرگ این صدا نبودن تو کافیه

ترانه‎های عاشقانه

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۴

نمیتونم بشنومت از این و اون
ببینم عکستو تو آلبوم عکس دیگرون
نمی تونم ببینم با همه مهربونیتو
با منی که عمریه دیوونتم نامهربون
با همه می بینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم تو رویای کسی باشی
دنیای منی محاله دنیای کسی باشی
عمریه داد می زنم زیبا فقط مال منه
نمی تونم ببینم تو زیبای کسی باشی
با همه می بینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم زیبا چه قدر سفر میری ؟
به خدا رو کره زمین باشی هدر میری
می دونم توی قایم موشک تلخ روزگار
یه روز از دست چشای این دیوونه در می ری
با همه می بینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم همه تو رو نشون میدن
وقتی که می بیننت دستاشونو تکون میدن

قیمت ناز نگات هر چی باشه من می خرم
بقیه رد می شن و همه می گن گرون میدن
با همه می بینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم توام من و دوس نداری
خودتم از همه بیشتر من و تنها می ذاری
می دونی نه روزگار نه مردمش نه تونه عشق
قدیما به این می گفتن غریبی بدبیاری
با همه می بینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم بخونمت تو هر غزل
گل ارکیده بیارن واسه تو بغل بغل

تو که بهتر می دونی هیچ کس دیگه نمی گفت
به چشای مثل ماه نازنین تو عسل
با همه می بینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم پروانه هات فراوونن
اونا از دیوونگیم بی خبرن نمی دونن
اما من یه روز میام انقده فریاد می زنم
تا برن تمام عاشقایی که تو میدونن
با همه می بینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم بپیچه موجای صدات
کسی عکسی داشته باشه از طلوع خنده هات
نمی خوام حتی کسی یه شاخه گل بهت بده
همه ی گلا رو من یه روز می ریزم زیر پات
با همه می بینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟

دیگه طاقت ندارم همه تو رو طلب کنن
از آتیش عشق تو یا بسوزن یا تب کنن
مگه من مرده باشم که بذارم چند تا دیگه
روزشونو به هوای دیدن تو شب کنن
با همه می بینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم ببینمت با دیگری
دسای کسی باشه تو اون دسای مرمری

نمی تونم ببینم من دیوونت باشم و تو
بی تفاوت از کنار یه دیوونه بگذری
با همه می بینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم دنیا برام جهنمه
عکساتو همیشه می بینم توی دستای همه
تو بیا و محض خاطر کسی که دوس داری
بگو که عاشق تر از هر کسی که دیدی مریمه
با همه می بینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم به خیلیا دس میدی
خیلی راحت با غریبه آشناها دس میدی
می دونم اگه یه ذره دیگه ایراد بگیرم
همه ی شعرا و نامه های من رو پس میدی
با همه می بینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم دلم برات تنگ شده
غم تو رو شونه هام یه کوهی از سنگ شده
تو صدات یه چیزیه خیلی من و می ترسونه
حتی بهم می گه مهر تو کمرنگ شده
با همه می بینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم تو نمی خوای ببینمت
گل من فک می کنی می خوام بیام بچینمت
دوس دارم یه وقت کوتاه بذاری برای من
توی لحظه های فیروزه ای و ناب و کمت
با همه می بینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه طاقت ندارم دلم یه گوله آتیشه
گل من تو هم که دائم می گی اینجور نمیشه
حق داری من دیوونم تو که گناهی نداری

نمی تونی بسوزی پای یه عاشق همیشه
با همه می بینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
دیگه هم تو کار داری هم ماجرا طولانیه
هوای چشم منم ابریه و طوفانیه
زیبا جون اگر یه وقت حرفی زدم به دل نگیر
اوج دیوونگیا تو بیتای پایانیه
با همه می بینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
شنیدم امسال دیگه می خوای بیای تولدم
کلی شرمنده ی این حرفایی که زدم شدم
چه بیای و چه نیای من همیشه شرمندتم
همیشه مزاحم اخم و نگاه و خندتم
می دونی عاشقتم به این دلیله که همش
نگران حالا و گذشته و آیندتم
با همه می بینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
زیبا جون اینو بذار تو برگه های چکنویس
نمی گم نخون بخونو بعدشم روش بنویس
اگه خوب نگاه کنی می بینی که مونده رو اون
رد اشک دو تا چشم عاشق و ابری و خیس
با همه می بینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم ؟
زیبا جون من و ببخش عاشقتم اما بدم
توی این دنیا فقط دیوونگی رو بلدم
من میمیرم واسه هر چی که بگی هر چی بخوای
به دلت نگیر که این حرف و یه عالمه زدم
با همه می بینمت با همه کس به جز خودم
تقصیر من چیه که عاشق چشم تو شدم…؟

ترانه‎های عاشقانه

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۴

یه بار بذار حرف بزنم دیگه نه حرف سفره
نه حرف تیر تو قلب یه دیوونه ی در به دره
نه صحبت پرسیدن لحظه و روز و حالته
نه قصه ی عاشقیه نه پاسخ سوالته
نه اشکی ریختم لا به لاش نه پر شده از عطر یاس
نه توش غرور پیدا می شه نه اعتماد نه التماس
این دفه حرف قصه نیست خاکستر حقیقته
یادت میاد یکی می گفت حقیقتم مصیبته
بذار بدون پرسش و ساده و بی مقدمه
بریم سراغ حرفی که می ترسونه یه عالمه
همیشه از نخواستنت تو رویاهام می ترسیدم
بعد خودمو گول می زدم به ترسیدن می خندیدم
ترسه ولی قایم می شد شب میومد مثل لولو
واسه همین گاهی بهت فقط می گفتم تو بگو
نگفتی و گذاشتمش پای غمای خستگی
فهمیدم اشتباه بوده اینم یه جور دیوونگی
خیال نکن این که می گم شکایته رنگ گله س
قبول ندارم اخم تو مال نبود حوصله س
دیگه مزاحم نمیشم خیالت آسوده باشه
سهم من از آتیش بذار فقط یه کم دوده باشه
مهم اینه که اسمت و تمام دنیا بلدن
فرقی نداره که با من چه قدر خوبن چه قدر بدن
مهم اینه تا دینمو یه کم به عشق تو دادم
طبق یه قانون از چشات مثل یه قطره افتادم
قصه ی ما دو تا شاید به درد تاریخ می خوره
کار من از جانب تو به درد توبیخ می خوره
همونشم تو بنویس کلی جای سپاس داره
با من که کاری نداری اونو می دی کی بیاره ؟
نه بگذریم انگار دلم بازم پرید اون شبکه
برای تو تکراریه اما ناگه می ترکه
خوب می دونم تو این سالا تحملم کردی آره ؟
چشات روشن نشد بگن زیبا تو رو دوس نداره ؟
دل به دل کسی نده عاشقی دزده زیبا جون
هر کار این دنیا عاشقی کنی بدون مزده زیبا جون
سخته مزاحمت نشم نمی دونم چیکار کنم
نه نمیشم اما می خوام از خودمم فرار کنم
دلم می خواد برم یه جا که دیگه زیبا نباشه
تمام دنیا رو برم فکر می کنم جا نباشه
تو همه ی وجودمی هر جا برم میای پیشم
ولی بهت قول دادمو دیگه مزاحم نمی شم
من نمیرم یادت باشه تو اونی هستی که می ره
منم یه جور مزاحمم که کلی پیشت میمیره
مزاحمی که ردشو تمام آدما دارن
نیازی نیس شمارشو به ذهن دستگا بسپارن
مزاحم خیلی روزا چه تو طلوع چه تو غروب
مزاحم روزای تلخ مزاحم روزای خوب
نه اینکه بار آخره مزاحمت طولانی شد
اخماتو وا کن تا برم باز که هوات طوفانی شد
الان تمومش می کنم امون نمی دم تا بگی
خوبیش اینه با هم می گیم مزاحم همیشگی
حالا که دلت اومد نامه رو بردار پاره کن
دیگه مزاحمت نشم ؟ دل می گه استخاره کن
چشمای ناز و روشنت شاده که شر من کمه
قند تو دلت آب میشه از نبودن این مریمه
تازه همونم که می خوای بدون زنگ و صحبتی
این آخرین حرف منه دلم خوشه که راحتی
مزاحم همیشگیت تاریخ اسفند می زنه
اما زمان هیچه براش فقط داره داد می زنه
داد می زنه آی آدما مسافرای زندگی
از این به بعد به من بگید مزاحم همیشگی

ترانه‎های عاشقانه

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۴

رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دلزده از لیلی ها
خیلی دلم شکسته از خیلی ها
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور
خونه سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگر چه هیچکس نیومد
سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بیارو مرد باش

ترانه‎های عاشقانه

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۴

غرور نذاشت بهت بگم قد خدا دوست دارم
حالا نشستم یه گوشه دارم ستاره میشمارم
تنهایی عین یه تبر شکسته برگ و ریشه مو
سوزونده آفت غرور از حالا تا همیشه مو
اگه بهت گفته بودم حالا تو مال من بودی
من تو خیال تو بودم تو تو خیال من بودی
کاشکی میون من و تو تو اون روزا حصار نبود
هیچی میونمون به جز دلای بی قرار نبود
انگار که تقدیر نمی خواست تو در کنار من باشی
منم بهار تو باشم تو هم بهار من باشی
یه خلوت ساکت و سرد انگار اسیرمون شده
نمیشه فکر دیگه کرد ما خیلی دیرمون شده
تو رفتی و حالا دیگه اونور دنیا خونته
انگار نه انگار که کسی اینور آب دیوونته
تقصیر هردومون بوده ما عشق و نشناخته بودیم
فقط یه قصر کاغذی تو رویامون ساخته بودیم
باید یکی از ما دو تا غرور و میذاشت زیر پاش
آروم به اون یکی میگفت یه عاشق واقعی باش
جدایی دستای ما یه اتفاق ساده نیست
سواره هرگز باخبر از غصه پیاده نیست
توی مسیر عاشقی باید هوای دل و داشت
حرف دل و عین قسم رو طاقی چشما گذاشت
حالا که من تنها شدم قدر چشاتو میدونم
ولی نمیشه کاری کرد همیشه تنها میمونم
کاش توی دنیا هیچکسی قربونیه غرور نشه
راه دو تا پرنده کاش هیچ روزی از هم دور نشه

ترانه‎های عاشقانه

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۴

یه روز یه باغبونی یه مرد آسمونی
نهالی کاشت میونه، باغچه مهربونی
می گفت سفر که رفتم یه روز و روزگاری
این بوته یاس من، می مونه یادگاری
هر روز غروب عطر یاس تو کوچه ها میپچید
میونه کوچه باغ ها، بوی خدا می پیچید
اونایی که نداشتند، از خوبی ها نشونه
دیدند که خوبی یاس، باعث زشتیشونه
عابرای بی احساس پا گذاشتند روی یاس
ساقه هاشو شکستند، آدمای نا سپاس
یاس جوون برگمون تکیه زدش به دیوار
خواست بزنه جوونه اما سر اومد بهار
یه باغبون دیگه شبونه یاس رو برداشت
پنهون ز نا محرما تو باغ دیگه ای کاشت
هزار ساله کوچه ها پر میشه از عطر یاس
امـا مـکان اون گل، مونده هـنوز ناشـناس

ترانه‎های عاشقانه

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۴

چــقــدر گـریـه و زاری؟ کـی تـمـومـه بـی قـراری؟
کـی میای پیشم بمونی؟ کی تو ناممو می خونی؟
راسـتـی تـو مـیای کنارم؟ تو می دونی بی قرارم؟
غــیــر تــو کــســی نــدارم، زود بـیـا تــاب نـمـیـارم
راه مـن از تـو جدا نیست، دل من که بی وفا نیست
داره تـو غـمـت مـی سـوزه، مـیدونی دنیا دو روزه؟
تو میگی عاشق نمی شم، تو نمی مونی به پیشم
امـا دل حـالـیـش نـمـیشـه، آخـه عشقت زندگیشه

ترانه‎های عاشقانه

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۴

تو از شهر غریب بی نشونی اومدی
تو با اسب سفید مهربونی اومدی
تو از دشت های دور وجاده های پر غبار
برای هم صدایی هم زبونی اومدی
تو از راه می رسی ،‌ پر از گرد و غبار
تمومه انتظار ، می آید همرات بهار
چه خوبه دیدنت ، چه خوبه موندنت
چه خوبه پاک کنم ، غبار رو از تنت
غریب آشنا ، دوست دارم بیا
منو همرات ببر ، به شهر قصه ها
بیگر دست منو ، تو او دستا
چه خوبه سقفمون یکی باشه با هم
بمونم منتظر تا برگردی پیشم
تو زندونم با تو ، من آزادام

ترانه‎های عاشقانه

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۹۴

میون یه دشت لخت زیر خورشید کویر
مونده یک مرداب پیر
توی دست خاک اسیر
منم اون مرداب پیر
از همه دنیا جدام
داغ خورشید به تنم
زنجیر زمین به پام … آه
من همونم که یه روز
می خواستم دریا بشم
می خواستم بزرگترین
دریای دنیا بشم
آرزو داشتم برم
تا به دریا برسم
شبو آتیش بزنم
تا به فردا برسم … آه
اولش چشمه بودم زیر آسمون پیر
اما از بخت سیاه
راهم افتاد به کویر
چشم من به اونجا بود
پشت اون کوه بلند
اما دست سرنوشت
سر رام یه چاله کنده … آه
توی چاله افتادم
خاک منو زندونی کرد
آسمون هم نبارید
اونم سرگرونی کرد
حالا یک مرداب شدم
یه اسیر نیمه جون
یه طرف می رم تو خاک
یه طرف به آسمون
خورشید از اون بالاها
زمینم از این پایین
هی بخارم می کنن
زندگیم شده همین
با چشام مردنمو
دارم اینجا می بینم
سرنوشتم همینه
من اسیر زمینم
هیچی باقی نیست ازم
قطره های آخره
خاک تشنه همینم
داره همراش می بره
خشک می شم تموم می شم
فردا که خورشید می آد
شن جامو پر می کنه
که می آره دست باد، آه


مطالب محبوب
تبلیغات متنی