پسر خاله

بدون دیدگاه

بدو بوسه دات کام

پسرخاله میگه….
آدما نباس دوست پیدا کنن
چون وقتی میرن
وقتی دیگه نمیشه بهشون زنگ بزنی
وقتی نمیتونی درد و دل کنی
یا حتی باهاشون شوخی کنی و بخندی
و همه دوستی خلاصه میشه تو عکسهات و خاطراتت
هی بغض تو گلوت گیر میکنه
خفه ات میکنه
آدما باس همیشه تنها بمونن

دست بردار پتـرس

بدون دیدگاه

بدو یوسه دات کام

دست بردار پتـرس ! بگـذار دنیا را آب ببـرد…
در این دنیایی که نا عدالتی بیداد میکند،
در این دنیایی که حتی اقیانوس آرام هم به دنبـال آرامـش می گردد،
سد هـم که بسازی فقـط…مشـق شـب بچه ها را زیاد میکنی…!

مهم نیست

بدون دیدگاه

بدو بوسه دات کام

مهم نیست که شانه ­هایت تجسم است
و آغوشت خیال
همه یادت اینجاست، نگاهت، صدایت، خنده هایت
دیگر چه می­خواهم
هیچ
دستانت را در دستهایم جا گذاشتی
نگاهت را در نگاهم
و خیالت را در خیالم
و من آرامم… آرامتر از همیشه

درد جامعه ما

بدون دیدگاه

بدو بوسه دات کام

پسران کراک وتریاک
دختران شیشه و هرزگی
مادران دق مرگی
پدران سگ دو برای نان
بنویس : بابا نای نان دادن ندارد، بابا کار ندارد
بنویس : بابا سهمیه ای برای استخدام ندارد
بنویس : تلاش بی ثمر
آن مرد با الگانس امد، آن مرد باتوم دارد
باتوم درد دارد، درد من برای آن مرد حال دارد
ببخشید، بنویس درد من برای آن مرد نان دارد
صاحب خانه بابا را جواب کرد
حاج رحیم برای چندمین بار به حج میرود
بابا پول قبض آب ندارد
نقطه سر سطر بنویس در انتها: بابا دارد دارش را میسازد

نیاز با تو بودن

بدون دیدگاه

بدو بوسه دات کام

من به بودنش نیازمند شدم 
وقتی که دیگر رفت 
من به انتظار آمدنش نشستم 
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد 
من او را دوست داشتم 
وقتی که او تمام کرد 
من شروع کردم 
وقتی که او تمام شد ، من آغاز شدم 
و چه سخت است تنها متولٌد شدن
مثل تنها زندگی کردن است 
مثل تنها مردن 

بره و چوپان

بدون دیدگاه

بدو بوسه دات کام

از چوپان پیری پرسیدند چه خبر ؟
با لحن تلخـی گـفت :
گـــــــــــــرگ شد آن بــــره ای که نوازشش میکردم!

سیگار

بدون دیدگاه

سیگار

گفت:اینقدر سیگار نکش میمیر
گفتم:اگه نکشم میمیرم
گفت:اگه بکشی با درد میمیری
گفتم:اگه نکشم از درد میمیرم
گفت:هوای دودی جلوی درد رو نمیگیره
گفتم:هوای صاف جلوی مرگو میگیره؟
یه کم نگاهم کرد و گفت : بکش …..

سلام

بدون دیدگاه

بدو بوسه دات کام

 آن سلامی که زدل می آید …
آن سلامی که ز اعماق وجودم ، سوی دل های شما می آید …
آن سلامی که به سین نقش سلامت دارد …
لام آن لطف و لطافت دارد …
الفش الفت بی پایان است …
میم آن عطر محبت دارد …

به تو ای دوست …

خسته ام

بدون دیدگاه

سهم من

خسته ام!
بی آنکه بدانم معنی خستگی چیست…
انگار چیزی در مغزم رو به انفجار است.
انگار چیزی در من درد می کند،
مثل جای خالی نوشتن،
مثل رفتنی که برود و دیگر نیاید
و مثل چیزی که عمق داشته باشد
و دائم درونت حفاری به راه باشد.

خسته‌ام

در خاطرش جایی دارم

دیگه ندارم طاقتی دیگه نمونده فرصتی
بزار یکم نگات کنم شاید نباشه مهلتی
بزار که اخرین نفس با دل خوش رهات کنم
برو به راه جاده ها شاید بشه نگات کنم
بزار که اخرین نفس با دل خوش رهات کنم
برو به راه جاده ها شاید بشه نگات کنم

شاید بشه یبار دیگه تو را تو اغوش بگیرم
به من بگی دوست دارم  جلوی چشمات بمیرم
سر روی شونه هات بزارم پا روی قلبم نزاری
اشک تو چشات حلقه بشه به من بگی دوسم داری
اما همش خیاله که تو را دوباره ببینم
اگه که پیشم نباشی تو اوج غربت ممیرم
اگه یه روز تنها شدی چشمات به چاده ها ندوز  ( ادامه )
(بیشتر…)

  • 2,056 views
ادامه مطلب