دانلود آهنگ جدید

» بوسهسایت موسیقی ترانه های ماندگار

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
لطفا یک افزونه تاریخ نصب کنید.

بوسه کمترین سرود

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : چهار شنبه 8 ژوئن 2016

مراقب خودت باش

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبائی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود بوسه است
و هر انسانی برای هر انسان برادری ست
روزی که دیگر درهای خانه را نمی بندند
قفل افسانه ئی ست
و قلب برای زندگی بس است
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی
روزی که آهنگ هر حرف زندگی ست
تا من به خاطر آخرین شعر، رنج جست و جوی قافیه نبرم
روزی که هر لب ترانه ئی ست
تا کمترین سرود بوسه باشد
روزی که تو بیائی برای همیشه بیائی
و مهربانی با زیبائی یکسان شود
روزی که ما دوباره برای کبوترهای مان دانه بریزیم…
و من آن روز را انتظار می کشم
حتی روزی که دیگر نباشم

ای آشنای من

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 6 ژوئن 2016

ای اشنای من

اي آشناي من! برخيز و با بهار سفر کرده بازگرد
تا چون شکوفه هاي پرافشان سيب
گلبرگ لب به بوسه خورشيد باز کنيم.
برخيز و بازگرد با عطر صبحگاهي نارنجهاي سرخ
از دور، از دهانه دهليز تاکها
چون باد، خوش غبار برانگيز و بازگرد
و يک صبح خنده رو، وقتي که با بهار گل افشان ميرسي
در باز کن، به کلبه خاموش من بيا.
اي آشناي من! برخيز و با بهار سفر کرده بازگرد
تا چون به شوق ديدن تو
بال و پر زنند مرغان لبخند بر شاخه لبان من
تا با نشاط خويش مرا آشتي دهي
تا با اميد خويش مرا آشنا کني!!

فرصت خداحافظی

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 30 می 2016

فرصت خداحافظی

فقط يك چيز از خداحافظى بدتر است:
فرصت خداحافظى پيدا نكردن.
اين زخم هميشه تازه مي ماند و هر چه نگفته اى و هرچه نكرده اى تا ابد عذابت مى دهد.
در هر چهره ى بيگانه او را مى بينى،
در هر لحظه ى بعد از او و به خودت مى گويى ا
گر آن آخرين بار اين يا آن كار را كرده بودم،
اگر اين يا آن كلمه را گفته بودم.
در نهايت مى فهمى فقط يك كلمه بود كه مى خواستى بگويى :
دوستت دارم. اين آن نگفته ى از دست رفته است.
و آن بوسه ها،
آن بوسه ها كه بر دست و صورتش ننشاندى و ديگر فرصتى براى هيچكدام اين ها نخواهد بود.
دنيا يك لحظه بود و تو آن لحظه را باخته اى.
آنكه اين فرصت را از دست داده، بازنده اى ابدى خواهد بود

پیش چشم این اهالی

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه شنبه 26 آوریل 2016

اشعار عاشقانه

بی وفایــی پیش چشم این اهالی خوب نیست
التماست می کنم این بی خیالی خوب نیست

خنده های رفتنت در کوچـــه ها ویــران گرند
گریه های ماندنم در این حوالی خوب نیست

مادرم می گفت:شاید یک غروبی آمدی
انتظار سرنوشت احتمالی خوب نیست

بی تو مشغــول تمـــام ِ خاطرات رفته ام
ای تمام هستی ام خوداشتغالی خوب نیست

کـــــوزه ای هستم کـــه با درد ترک خو کرده ام
جابه جایی های این ظرف سفالی خوب نیست

چون رمیدن های آهـــو نازهایت جالب است
دشت چشمم را نکن حالی به حالی خوب نیست

بعد از این حال من و این کوچــه و این باغ گل
از نبودت مثل این گلهای قالی خوب نیست

به رسم صبر

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه شنبه 26 آوریل 2016

اشعار عاشقانه

به رسم صبر ، باید مَرد آهش را نگه دارد
اگر مرد است، بغض گاهگاهش را نگه دارد

پریشان است گیسویی در این باد و پریشان‌تر
مسلمانی که می‌خواهد نگاهش را نگه دارد

عصای دست من عشق است، عقل سنـگدل بـگذار
که این دیوانه تنها تکیه‌گاهش را نگه دارد

به روی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم
خدا دلبستگان روسیاهش را نگه دارد

دلم را چشم‌هایش تیرباران کرد ، تسلیمم
بگویید آن کمان‌ابرو سپاهش را نگه دارد

تنهایی من

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه شنبه 26 آوریل 2016

اشعار عاشقانه

هرچه با تنهایی من آشنا تر می شوی
دیرتر سر میزنی و بی وفا تر می شوی

هرچه از این روزهای آشنایی بگذرد
من پریشان تر، تو هم بی اعتناتر می شوی

من که خرد و خاکشیرم! این تویی که هر بهار
سبزتر می بالی و بالا بلاتر می شوی

مثل بیدی زلف ها را ریختی بر شانه ها
گاه وقتی در قفس باشی رهاتر می شوی

عشق قلیانی ست با طعم خوش نعنا دوسیب
می کشی آزاد باشی، مبتلاتر می شوی

یا سراغ من می آیی چتر و بارانی بیار
یا به دیدار من ابری نیا… تر میشوی

خسته ام بعد تو

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه شنبه 26 آوریل 2016

اشعار عاشقانه

خسته ام بعد تو از این همه شب بیداری
دم به دم یاد تو و درد و غم و بیداری

برو هر جا بنشین پشت سرم حرف بزن
این چنین نیست ولی رسم امانت داری

قهوه ی تلخ رقیبان که مرا خواهد کشت
سهم من از تو شد این رسم بد قاجاری

دل من خواست که یک بار دگر برگردی
دیگر از جانب من نیست ولی اصراری

همه گفتند که تو خنده کنان می رفتی
خسته ام از تو و این ماضی استمراری

شهر عشق

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه شنبه 26 آوریل 2016

اشعار عاشقانه

در شهر عشق رسم وفا نیست، بگذریم
یارای گفتن گله‌ها نیست، بگذریم

دردیست در دلم که دوایش نگاه توست
دردا که درد هست و دوا نیست، بگذریم

گفتی رقیب با من تنها مگر کجاست؟
گفتم رقیب با تو کجا نیست؟ بگذریم…

ابری که می‌گذشت به آهنگ گریه گفت:
دنیا مکان «ماندن» ما نیست، «بگذریم»

هرچند دشمنم شده‌ای دوست دارمت
بر دوستان گلایه روا نیست، بگذریم

سنگین است

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه شنبه 26 آوریل 2016

اشعار عاشقانه

اینکه از دور تماشا کنمت سنگین است
در دلم باشی و حاشا کنمت سنگین است

بعد هر بغض که شاعر بشوی می فهمی
هر کجای غزلم جا کنمت سنگین است

تلخ باشی و دم از واژه ی شیرین بزنی
پشت هر قافیه پیدا کنمت سنگین است

هی نخوابی و دلم شور دلت را بزند
او برانگیزد و پروا کنمت سنگین است

نکند فاش شود پیش کسی غربت ما
ترس از این قصه که رسوا کنمت سنگین است

نقش چشمان تو در قتل دلم مشهود است
شب ب شب از سر دل وا کنمت سنگین است..

مرا برد از یاد

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه شنبه 26 آوریل 2016

اشعار عاشقانه

ای آنـــکه مـــرا بــرده ای از یاد ، کجایی ؟
بیــگانه شدی ، دست مریـــزاد ، کجایی ؟

در دام تــوأم ، نیست مـــرا راه گـریــــزی
من عاشق ایــن دام و تو صیّاد ، کجایی ؟

محبوس شدم گوشه ی ویرانه ی عشقت
آوار غمت بـــر ســــرم افتـــاد ، کجایی ؟

آســودگی ام ، زنــدگی ام ، دار و نــدارم
در راه تــو دادم همه بـر بــــاد ، کجایی ؟

اینجا چه کنـــم ؟ ازکه بگیـــرم خبرت را ؟
از دست تــو و ناز تـو فریـــاد ، کجایی ؟

دانم که مــرا بی خبـــری می کشد آخر
دیــــوانه شــدم خانه ات آباد ، کجایی ؟


مطالب محبوب
تبلیغات متنی