دانلود آهنگهای جدید ایرانی

» شعر هاسایت موسیقی ترانه های ماندگار

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
بهترین دوست من در مواقع تنهای
لطفا یک افزونه تاریخ نصب کنید.
یوسف زمانی - دلت میاد
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی به نام نامه
یوسف زمانی - نامه
یوسف زمانی - گمشده
یوسف زمانی - مرتضی پاشایی
یوسف زمانی - وای دلم رفت
یوسف زمانی - دلگیر نشو
یوسف زمانی - Sukur

من راوي‌ام ! تو شخصيت داستان من

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : شنبه 18 ژوئن 2016

ترانه های عاشقانه

من راوي‌ام … تو شخصيت داستان من
انكار کن که آمده‌اي در جهان من
با يک تم جنايي مبهم موافقي ؟
با يک رُمانس عشق ؟ بگو قهرمان من !
اين‌جا ـــ درون قصه‌ي من ، شهرزاد شب !
بعد از دو قرن آمده‌اي در زمان من …
… و راه ميروي دل من تاپ … تاپ … تاپ
حالا صداي پاي شما از زبان من ،
بر سطرهاي کاغذ من جان گرفت و بعد
در خوابي عاشقانه شدي ميهمان من ـــ
من رواي‌ام … ولي وسط خواب‌هام تو ،
مجبور مي‌شوي که بگويي بيان من ،
اصلا به ذهنيات شما جور نيست پس
ديگر چه جاي سنجش سود و زيان من
حالا دوباره پاي شما … تاپ … تاپ … تاپ ( ادامه)

جمعه

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 2 می 2016

اشعار عاشقانه

روزهای هفته را با عشق تو سر میکنم
تا به جمعه میرسم احساس دیگر میکنم

حس دیدار تو در من جمعه غوغا میکند
جمعه ها چشمان خود را حلقه بر در میکنم

در غروب جمعه بغضم در گلو وا میشود
چشم خود را در نبودت جمعه ها ترمیکنم

آنقدر در کوچه ها فریاد نامت میکنم
گوش اهل کوچه را با نام تو کر میکنم

شک ندارم درد جمعه درد بی درمان توست
نام زیبای تو را هر جمعه ازبر میکنم

کل هفته خانه را با گل مزین میکنم
باز هم گلهای خود را جمعه پرپر میکنم

گرچه می دانم نمیایی ولی این را بدان
جمعه ای دیگر برای دیدنت سر میکنم

بگو به ساحل چشمت

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 18 آوریل 2016

ترانه‎های عاشقانه

زمین شناسِ حقیری تو را رصد می کرد
به تو، ستاره ی خوبم نگاه بد می کرد

کنارت ای گل زیبا، شکسته شد کمرم
کسی که محو تو می شد، مرا لگد می کرد

تو ماه بودی و بوسیدنت، نمی دانی
چه ساده داشت مرا هم بلند قد می کرد

بگو به ساحل چشم ات که من نرفته، چطور؟
به سمت جاذبه ای تازه جزر و مد می کرد

چه دیده ها که دلت را به وعده خوش کردند
چه وعده ها که دل من ندیده رد می کرد

کنون کشیده کنار و نشسته در حجله
کسی که راه شما را همیشه سد می کرد

ترانه‎های عاشقانه

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنجشنبه 8 اکتبر 2015

خیلی ممنون انقدر آسون منو داغون کردی
واسه احساسی که داشتم دلمو خون کردی
تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی واسه چی
منو به محبت دو روزه مهمون کردی
همه عالم می دونستن که بری میمیرم
اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی
خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم
خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرم
من حواسم به تو بود و تو دلت سر به هوا
با همین سر به هواییت منو ویرون کردی
من که با نگاه شیرین تو فرهاد شدم
مگه این کافی نبود که منو مجنون کردی؟
همه عالم می دونستن که بری میمیرم
اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی
خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم
خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرم

ترانه‎های عاشقانه

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه شنبه 6 اکتبر 2015

بغض نکن گریه نکن اگر چه غم کشیده ای
برای من فقط بگو خواب بدی که دیده ای
اگر که اعتماد تو به دست این و آن کم است
تکیه به شانه ام بده که مثل صخره محکم است
به پای صحبتم بشین فقط ترانه گوش کن
جام به جام من بزن جام مرا تو نوش کن
ترا به شعر می کشم چو واژه پیش می روی
مرگ فرا نمی رسد تو تازه خلق می شوی
تو در شب تولدت به شعله فوت می کنی
به چشم من که می رسی فقط سکوت می کنی
اگر کسی در دل توست بگو کنار می روم
گناه کن به جای تو بر سر دار می روم

ترانه‎های عاشقانه

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه شنبه 6 اکتبر 2015

زندگی نقطه سر خط بی وفایی شده عادت
تو نوشته بودی دیدار سه تا نقطه … به قیامت
زندگی نقطه سر خط تلگرافی شده نامت
قلبم و مچاله کردی لای نقطه چین نامت
عزیزم نقطه ته خط برو با خیال راحت
به تو تقدیم این ترانه عوض جواب نامت
زندگی نقطه سر خط برو با خیال راحت
به تو تقدیم این ترانه عوض جواب نامت
باز سی و دو حرف دلگیر مختصر مفید و ساده
گفتی که سایه ی عشقت از سرم خیلی زیاده
زیر دردام خط کشیدی ضربدر زدی رو اسمم
تا بدونم که به عشقت تا که جون دارم طلسمم
روی یک کاغذ بی خط حرفای خسته به نوبت
توی سرزمین نامت حرف ت کرده قیامت
ت مثه تو مثه تردید ت مثه آخر طاقت
مثه تنهایی مثه تب مثه آخر خیانت
عزیزم نقطه ته خط برو با خیال راحت

ترانه‎های عاشقانه

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه شنبه 6 اکتبر 2015

پشت درای بسته ، عاشق دل شکسته
داره هوای خوندن با تو عزیز خسته
دوستت دارم عزیزم عاشقتم هنوزم
نزار تا بیشتر از این به پای تو بسوزم
آره خودم فداتم فدای اون چشاتم
به قربون نگاتم همیشه خاک پاتم
بیا که زندگی رو به چشم تو ببینم
تو این دیار غربت کنار تو بشینم

ترانه‎های عاشقانه

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 5 اکتبر 2015

گل سرخ قصمون با شبنم رو گونه هاش
دوباره دل داده بود به دست عاشقونه هاش
خونه ی اون حالا تو یه گلدون سفالی بود
جای یارش چقدر تو این غریبی خالی بود
یادش افتاد که یه روز یه باغبون دو بوته داشت
یه بهار اون دو تا رو کنار هم تو باغچه کاشت
با نوازش خورشید طلا قد کشیدن
قصشون شروع شد و همش به هم میخندیدن
شبنمای اشکشون از سر شوق و ساده بود
عکس دیوونگیشون تو قلب هم افتاده بود
روزای غنچه گیشون چقدر قشنگ و خوش گذشت
حیف لحظه هایی که چکید و مرد و برنگشت
گلای قصه ی ما اهالی شهر بهار
نبودن آشنا با بازی تلخ روزگار
فکر میکردن همیشه مال همن تا دم مرگ
بمیرن با هم میمیرن از غم باد و تگرگ
یه روز اما یه غریبه اومد و آروم و ترد
یکی از عاشقای قصه ی ما رو چید و برد
اون یکی قصه ی رفتن و باور نمیکرد
تا که بعدش چیده شد با دستای سرد یه مرد
گلای قصه ی ما عاشقای رنگ حریر
هر کدوم یه جای دنیا بودن و هر دو اسیر
هیچکی از عاقبت اون یکی با خبر نبود
چی میشد اگه توی دنیا قصه ی سفر نبود
قصه ی گلای ما حکایت عاشقیاس
مال یاسا ، پونه ها ، اطلسیا ، رازقیاس
که فقط تو کار دنیا دل سپردن بلدن
بدون اینکه بدونن خیلیا خیلی بدن
یکیشون حالا تو گلدون سفال خیلی عزیز
اون یکی برده شده واسه عیادت مریض
چقدر به فکر هم اما چقدر در به درن
اونا دیگه تا ابد از حال هم بی خبرن
روزگار تو دنیای ما قربونی زیاد داره
این بلاها رو سر خیلی کسا در میاره
بازیاش همیشه یک عالمه بازنده داره
توی هر محکمه کلی برگ و پرونده داره
این یه قانون شده که چه تو زمستون چه بهار
نمیشه زخمی نشد از بازیهای روزگار
اگه دست روزگار گلای ما رو نمی چید
حالا قصه با وصالشون به آخر می رسید
ولی روزگار ما همیشه عادتش اینه
خوبا رو کنار هم میاره بعدم میچینه
کاش دلایی که هنوزم می تپن واسه بهار
در امون بمونن از باز یای تلخ روزگار

ترانه‎های عاشقانه

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 5 اکتبر 2015

یه روز یه باغبونی یه مرد آسمونی
نهالی کاشت میونه، باغچه مهربونی
می گفت سفر که رفتم یه روز و روزگاری
این بوته یاس من، می مونه یادگاری
هر روز غروب عطر یاس تو کوچه ها میپچید
میونه کوچه باغ ها، بوی خدا می پیچید
اونایی که نداشتند، از خوبی ها نشونه
دیدند که خوبی یاس، باعث زشتیشونه
عابرای بی احساس پا گذاشتند روی یاس
ساقه هاشو شکستند، آدمای نا سپاس
یاس جوون برگمون تکیه زدش به دیوار
خواست بزنه جوونه اما سر اومد بهار
یه باغبون دیگه شبونه یاس رو برداشت
پنهون ز نا محرما تو باغ دیگه ای کاشت
هزار ساله کوچه ها پر میشه از عطر یاس
امـا مـکان اون گل، مونده هـنوز ناشـناس

ترانه‎های عاشقانه

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه 5 اکتبر 2015

تو از شهر غریب بی نشونی اومدی
تو با اسب سفید مهربونی اومدی
تو از دشت های دور وجاده های پر غبار
برای هم صدایی هم زبونی اومدی
تو از راه می رسی ،‌ پر از گرد و غبار
تمومه انتظار ، می آید همرات بهار
چه خوبه دیدنت ، چه خوبه موندنت
چه خوبه پاک کنم ، غبار رو از تنت
غریب آشنا ، دوست دارم بیا
منو همرات ببر ، به شهر قصه ها
بیگر دست منو ، تو او دستا
چه خوبه سقفمون یکی باشه با هم
بمونم منتظر تا برگردی پیشم
تو زندونم با تو ، من آزادام


مطالب محبوب