دانلود جدیدترین آهنگ های ایرانی

اشعار فریدون مشیری - دام - ترانه های ماندگار

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
ای نام تو بهترین سر آغاز
چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۱
پخش آنلاین علی یاسینی - دیوار بازدید : 3,997 views مشاهده
00:00
00:00

اشعار فریدون مشیری – دام

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه‌شنبه 3 فوریه 2015

خورشيد ، در آفاق مغرب بود و ، جنگل را ،
– تا دور دست كوه – در درياي آتش شعله ور مي كرد .
اينجا و آنجا ، مرغكي تنها ،
رها در باد .
بر آب هاي نيلي دريا گذر مي كرد !
دريا ، گرسنه ، تشنه ، اما سر به سر آرام
در انتظار طعمه اي ، گسترده پنهان دام
خود با هزاران چشم بر ساحل نظر مي كرد !
در لحظه خاموشي خورشيد
دامش بر اندامي فرو پيچيد !
پا در كمند مرگ
گاهي سر از غرقاب بر مي‌كرد
با ناله هايي ، – در شكنج هول و وحشت گم –
شايد خدا را ، يا « سبكباران ساحل » را خبر مي كرد .
شب مي رسيد از راه
– غمگين ، بي ستاره ، بي صفا ، بي ماه ! –
مي ديد دريا را كه آوازي نشاط انگيز مي خواند !
صيدي به دام افكنده !
خوش مي رقصد و گيسو مي افشاند !
تا با كدامين خون تازه ، تشنگي را نيز بنشاند !
در پهنه ساحل
چشمي بر امواج پريشان دوخته ،
– لبريز از خونابه غم – كام دريا را
با قطره هاي بي امان اشك ، تر مي‌كرد !
جاني ز حيرت سوخته ، شب را و شب هاي پياپي را
سحر مي كرد … !
آه ، اي فرو افتاده در دام تباني هاي پنهاني !
اي مانده در ژرفاي اين درياي طوفان زاي ظلماني !
اي از نفس افتاده – چون من –
در تلاطم هاي شب هاي پريشاني !
اي كاش ، در يك تن ، ازين بس ناخلف فرزند ،
فرياد خاموشت اثر مي كرد !

به این پست امتیاز دهید.
خوب۰بد۰
239 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 12
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.