دانلود جدیدترین آهنگ های ایرانی

ترانه های ماندگار - صفحه 20 از 281 - یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
ای نام تو بهترین سر آغاز
سه شنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۱
پخش آنلاین علی یاسینی - دیوار بازدید : 2,874 views مشاهده
00:00
00:00
پخش آنلاین موزیک

سرگرمی و دلگرمی – باارزشِ بی رحم…

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : یکشنبه 3 فوریه 2019


سرگرمی و دلگرمی


بخوانیم تا بدانیم….

Solitaire_al:
و زندگي همينه، همينقدر آسون از تمام با ارزش هاي زندگيت رد ميشي، با ارزش هايي كه يه عالمه زخم روي روحت به جا گذاشته…رد ميشي تا بلكه بتوني جاي اون زخم ها رو مداوا كني، بتوني درد طاقت فرسايي كه هربار با يادآوريشون به جونت رخنه ميكنه رو از بين ببري
و اين تويي، دراز كشيده روي زمين سرد اتاقي كه روزي خونه ت بود…خونه اي كه درونش عشق بود و روي اين چهار ديواري خاطره هايي نوشته شده كه تنها تو ميتوني اونا رو بخوني، آرزو ميكني كاش هيچوقت اينطور نبود
نسيم خنك از پنجره باز اتاق، روي موهات ميرقصه و جاي دست هاي خالي كسي ميشه كه روزي موهات رو شونه ميكرد…دود غليظ خاكستري رنگ سيگاري كه لا به لاي انكشت هات خودنمايي ميكنه با نور خورشيدي كه وارد اتاق شده بازي ميكنه، و خواننده با تمام احساسش كلمه ها رو با طعم تلخي روي زبونت ميذاره
“ما آخر خطيم…اون نميذاره چشم هام رو ببندم…اون نميذاره من بخوابم…نذار برم…”
با تمام توانت دود سيگار رو وارد ريه هات ميكني و چشم هات رو ميبندي…احساس يخ زده ت اجازه نميده تا اثر كم اما آرامش دهنده نيكوتين روي بدنت رو متوجه شي
به اين فكر ميكني كه چطور تمام زندگيت، تمام حرف هايي كه هيچوقت به زبون نياوردي ميتونه توي يك آهنگ جا داده بشه…به اين فكر ميكني كه چرا بايد آخر اين مسير، به بن بست ميرسيد
“شايد ما بتونيم يك قطعه طولاني موسيقي بشيم…و شايد ياد بگيرم تا بنوازمش…تو ميتوني اين داستان رو بنويسي…در حاليكه من در حال نواختنم”
صدا هاي توي سرت كه بخاطر داد زدن ها و آسيب زدن به خودت، خاموش شده بودن دوباره جون ميگيرن و تمام لحظه ها؛ از روز اولين سلام تا آخرين خداحافظيِ بي رحمانه رو بهت يادآوري ميكنه…مثل كتاب هاي مرموزي كه با هربار خوندن بيشتر به درونشون نفوذ ميكني؛ چيزهايي ميفهمي كه خيلي ديره…آخه ديگه چه فرقي ميكنه روز خداحافظي اون چي زيرلب زمزمه كرد؟
“منو در آغوشش نگه ميداره و تلاش ميكنه تا مطمئن شه خوبم…نذار برم…ما صد ها مرحله رو پشت سر گذاشتيم و تو چطور با ناراحتي خداحافظ گفتي؟”
انگشت هات داغ ميشه و ناخودآگاه سيگاري كه حتي نفهميدي كي به آخرش رسيد روي زمين سرد اتاق ميخوابه
“الان كه دارم بهش فكر ميكنم…خواهش ميكنم بذار برم”
و زندگي همينه…زمان با نفرت از كنارت رد ميشه و تو هنوز با حسرت محو تماشاي گذشته اي…و تو بهتر از هركسي ميدوني كه اين آخر خط بود
از سياهي به سياهي برميگردي و ديوار ها هرروز به تو نزديك تر ميشن…فيلتر هاي سيگار روي زمين روز به روز بهشون اضافه ميشه و خواننده هنوز هم با تمام احساسش با كلمه ها تمام گذشته رو جلوي چشم هات به نمايش ميذاره…حدس ميزني قرار نيست هيچوقت از خوندن خسته شه!
“زندگي هرگز شبيه اين نيست…شايد ميتونستم تنها داراييت باشم…حتي زماني كه من در حال ترك كردن توام؛ شايد ميتونستي اين نور اميد رو روشن كني”
هيچ چيز تغيير نميكنه…هنوز هم سيگار ها روشن ميشن…اين نسيم خنك چند ماهي شده كه جاي خالي دست هاي گرمي روي موهات رو پر كرده…تويي كه هنوز هم مثل قديم ترس از دست دادن كسي رو داري، كه خيلي وقته تركش كردي
زندگي همينه…هيچوقت بر اساس حدس و پيشبيني هاي تو قدم برنميداره…همونطور كه به زيباترين و شيرين ترين حالت ممكنش بهت روشني داد، تو يه چشم بهم زدن ميتونه تمام دارايي تورو از بين ببره و پشت تمام سياهي هات، سياهي بسازه!

برچسب‌ها: دلنوشته عاشقانه, قصه ی تلخ عشق, داستان جدایی, سرنوشت تلخ, باارزش بی رحم

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۷ساعت
۱۶:۴۵ توسط هادی و نگین|


خوب۰بد۰

سرگرمی و دلگرمی – منم یه انسانم…

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : یکشنبه 3 فوریه 2019
من ميتونم زندگي كنم حتي زماني كه ديگه دليلي براش ندارم
ميتونم به دنيا لبخند بزنم زماني كه به بدترين شكل روي سياهش رو بهم نشون داده و من رو غرق خودش كرده
ميتونم كلمه هاي درونم كه مثل يه كوه روي دلم سنگيني كرده رو هيچوقت به زبون نيارم
ميتونم توي تاريك ترين روز های زمستون خوش بين باشم و برات از آينده روشنمون يه تصوير زيبا بسازم، درحالي كه جفتمون ميدونيم هيچوقت قرار نيست به اون نور برسيم، نوري كه هيچوقت پيداش نكرديم
من ميتونم بخندم زماني كه بغض سنگيني به گلوم هجوم آورده، اگه اين تمام چيزيه كه ميخواي ميتونم برات انجام بدم
ميتونم شماره يك تو باشم و تمام روز برات نقش بازي كنم كه عاشق ترينم
من حتي ميتونم بار تمام دردهاي گذشته تورو به دوش بكشم و به جاي تو اشك بريزم
اگه تو بخواي، ميتونم مثل يه عروسك توي دست هات باشم كه هروقت ميخواي ازش خسته بشي و پسش بزني در حاليكه تمام وجودش اسم تورو عربده ميكشه، عربده هايي كه هيچوقت به گوش تو نرسيد، عربده هايي كه هميشه پشت نگاه پر از نيازش به تو خاموش شدن
ميتونم انجامش بدم، ميتونم فقط براي تو باشم حتي زماني كه ديگه صداي تو ضربان قلب من رو بالا نميبره
ميتونم به مسخره ترين حرف هات بخندم تا بفهمي هنوز براي من شيريني، هنوز دليل قهقه هاي مني
ميتونم…
ولي منم يه انسان عادي ام
يه انسان كه وقتي زمين ميخوره از درد ناله ميكنه و اشك ميريزه
يه انسان كه گاهي توي مسيرش كم مياره و ميخواد براي چند ساعت تسليم شه
يه انسان كه ميتونه با كلمه هاي بي ارزش بشكنه و خودش رو زنداني كنه، كلمه هايي كه از نظرمون هيچوقت كافي نبودن ميتونه از زبون تو منو شكست بده، ميتونه منو به زننده ترين و احمقانه ترين حالت ممكنش نابود كنه، اونقدر كه ديگه نتونم برات نقش بازي كنم، اونقدر كه اجازه بدم بغض هزارساله م درهم بشكنه و تو اشك هام رو ببيني، با اينكه ميدونم اين چيزي نيست كه نياز داشته باشي
ولي باور كن عزيزم، من قبل از همه چيز يه انسانم
كه از يه جايي به بعد ديگه توان بخشيدن تورو نداره، ديگه توان لبخند زدن نداره حتي اگه تمامش محتاج لبخند زدن باشه، من يه انسانم كه از يه جايي به بعد احساسش به آخر خط ميرسه
من ميتونم همه چيز رو تحمل كنم
اما در درجه اول، من يه انسان بي ارزش و كوچيكي ام كه ديگه طاقتش تموم ميشه
ميشكنه و ديگه نميتونه مثل اولش شه
اشك ميريزه و ديگه نميتونه قهقه بزنه
خودش رو زنداني ميكنه و ديگه نميتونه آزاد شه
چون من فقط يه انسانم
يه انسان!
برچسب‌ها: دلنوشته عاشقانه, من میتونم, منم یه انسانم, قصه ی عاشقانه تلخ

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۷ساعت
۱۲:۵۵ توسط هادی و نگین|

خوب۰بد۰

سرگرمی و دلگرمی – خُل های خواستنی…

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : شنبه 2 فوریه 2019
در عالمی که هزاران عالِم در آن وجود دارد شاید خنگترین ها با استعدادترین و دوست داشتنی ترین موجودات جهان باشند…
قلب هایی صاف پر از شوق واحساس و پر از اشک و تحمل،چشم هایی زیبا و صوتی دیوانه کننده.
دیوانه هایی که معمولی نیستن اما به شدت خواستنی اند،خواستن هایی سخت که شاید غیرممکن ترین ممکن های دنیا باشند…
لالایی صوت آرام شب هایشان تسکین دهنده ترین مسکن در سکوت سرد ساعت ها بی خوابیست.
و چشمانی معصوم که نگین نگاه ناگهانیشان است و مهری بر قلب سخت ترین و بی احساس ترین قلب ها،قلب هایی سرد و خالی از احساس که آرام ترین تپش،ها را داشتند و به یکباره تلاطم وار شروع به خواستن کردن،خواستنی ممنوعه که آینده ایی نامعلوم دارد…
خُل هایی که نبود چند لحظه ایشان نابود کننده ترین نبودن هاست و کاش این لحظه ها ،
ناتمام ترین بودن ها باشد.
زمان بأیستد و آنها را تا آخرین نفس ها به یادگار بگزارد زیرا آنها زیباترین زشت های دنیا خواستنی ترین دیوانه های تاریخ اند.
برچسب‌ها: دلنوشته عاشقانه, خل و خواستنی, نگین نگاه او, زیبا ترین زشت دنیا

نوشته شده در جمعه چهاردهم دی ۱۳۹۷ساعت
۱۷:۳۹ توسط هادی و نگین|

خوب۰بد۰

سرگرمی و دلگرمی – نفس های یک مُرده…

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : شنبه 2 فوریه 2019
دوست داشتن سخت بود اما بالاخره توانسته بودم ، عشق مسخره ترین کلمه در فرهنگ لغتم بود اما تسخیرم کرده بود…
رویا ی بودنش رویای بوئیدنش رویای بوسیدنش و رویای دیدنش واقعی ترین قسمت زندگی ام شده بود…
تجسم لبخندش زیباترین تخیل در خیل عظیم خیالاتم بود.
و رنگ نگاه معصومش آرامبخش ترین آرام کننده برای منِ رام نشدنی بود.

و حال جدایی ترسناک ترین حیله ی تقدیر است، شوم و سرد و سیاه .
چشمانم را میبندم ، غرور میمیرد ، احساس غرش میکند و قلب دیگر نمیزند.
قاتل بی رحمِ دوست داشتنی با کلماتش روح را سلاخی میکند و خداحافظی مرگبار ترین سلاح او ، سایه ی مرگ را نزدیکتر میکند.
و نفس کشیدن کسل کننده ترین کار روزمره میشود اینجا دیگر من وجود ندارم جسم سرد بی روحی که قادر به لبخند نیست ، قادر به انتقام نیست و در مقابل قدرت تقدیر تسلیم است.
اما همچنان رویای چشمان او بغض حنجره ی زخمی من است …
و اینجا من هستم عجیب ترین مخلوق خدا ،مرده ایی که نفس میکشد…

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۷ساعت
۸:۱۱ توسط هادی و نگین|

خوب۰بد۰

سرگرمی و دلگرمی – مُلک سلیمانی…

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : جمعه 1 فوریه 2019
تپش گام هایش ترس را به رگ های دشمن پمپاژ میکرد و برای مظلومان امنیت را.
ژنرال سایه ها ،فرشته ی نجات انسانیت و دیوکش افسانه ها، سردار سرفراز پارس .
با قلبی پر از ایمان و دستانی خیبری سوار بر بال فرشتگان پرچم اسلام را تا آخرین دژ کفر خواهد برد و خون خونریزان خانه خراب کن را خواهد ریخت.
به تعبیر امام عشق: شهید زنده است و کابوس ساکنان خانه ی عنکبوت.
دستان انتقام خدا بر روی زمین برای نابودی قاتلان فرشتگان کوچک یمنی و فلسطینی وعراقی و سوری.
آرام و طوفانی کم صحبت و رجز خوان و مهربانی خشمگین و سربازی فداکار.
قلمرو پادشاهیش قلبان میلیون ها ایرانی و غیر ایرانیست،عشق به وطن از او اسطوره ایی ساخته که باید شاهنامه ها در وصفش نوشت.
افسانه ایی آرام و باشکوه که گربه ی کوچک را نهنگ پرقدرت باستان کرده.
کسی که در اوج قدرت با چشمانی پر از اشک به سجده میرود…
اینجا وطن اوست اینجا مُلک سلیمانیست…
برچسب‌ها: متن ادبی در مورد سردار سلیمانی, حاج قاسم سلیمانی, شهیدزنده, مُلک سلیمانی

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۷ساعت
۱۵:۱۶ توسط هادی و نگین|

خوب۰بد۰

سرگرمی و دلگرمی – شب فراموشی

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : جمعه 1 فوریه 2019
فراموش كردني در كار نيست…هيچ چيز براي هميشه از ياد نميره
من به خودم اومدم و ديدم ماه هاست بهت فكر نميكنم، ماه هاست كه حرف هاي به ظاهر عاشقانه ت توي گوش هام اكو نميره و روحم رو به نابودي نميكشه…ماه هاست كه طعم خاطره هات رو نچشيده م
اما يه شب، فقط يه شب به اندازه تمام اون ماه ها همه چيز مثل يه نوار فيلم از جلوي چشم هام رد ميشه
شب هايي كه بدون اهميت به دست هاي يخ زده اي كه مسببش هوا بود توي پارك هاي شهر كنار هم، بغل هم مينشستيم و با سكوت حرف هامون رو به زبون مياورديم
صبح هايي كه با شنيدن صداي خواب آلود و گرفته مون شروع ميشد و فقط خدا ميدونه، من تمام صبح هايي كه با تو شروع ميشد لبخند به لب داشتم…صداي گرفته ت رو ستايش كردم و براي گفتن “عاشقتم” آخر مكالمه مون نفسم بند اومد
لحظه هايي كه از گريه چشم هام تار ميشد تنها تصوير تو كه رو به روم بودي و سعي داشتي با كلمه ها آرامشي وارد وجودم كني، واضح بود
روز هايي كه ده ها نفر سعي داشتن خوشحالي و عشق رو ازمون بگيرن ما باز هم كنار هم مونديم و تو باز هم با گفتن “عاشقتم” نفس من رو بريدي
يادمه…يادمه شب هايي رو كه از سكوت متنفر ميشديم اما خستگي سد بزرگي براي حرف زدنمون ميشد
به خيال خودم فكر ميكردم با رد شدن از تو، با مشغول كردن فكري كه پر بود از تو، ميتونم روزي رو كه با هزار ذوق و شوق براي تولدت كادو خريدم؛ لباسي كه دوست داشتي رو پوشيدم و به انتظارت توي همون پاركي كه عشقمون شروع شد نشستم و با تمام وجودم ديدم كه دستش رو گرفته بودي و همونجور كه توي چشم هام براي دقيقه هاي طولاني خيره ميشدي رو فراموش كنم
ولي نتونستم…نشد، تمام اين شهر اثر رد پاي من و توئه…توي تك تك خيابون هاي اين شهر حداقل يك بار باعث شدي نفسم بند بياد و من هربار كه از كوچه پس كوچه هاي اين شهر رد ميشم با تك تك سلول هاي وجودم سعي ميكنم هيچ خاطره اي از تو به ياد نيارم…در آخر ناخودآگاهم تسليم ميشه و من باز درد بزرگي رو به روحم هديه ميدم
فراموش كردني در كار نيست
تنها براي زمان كوتاهي همه چيز برات كمرنگ ميشه و دقيقا لحظه اي كه فكر ميكني درمان شدي و آرامش به روحت نشسته، حسرت ها و خاطره هاي گذشته به سمتت حمله ور ميشن و عقل و قلبت رو به بازي ميگيرن
مدت هاست كه عقل و قلبم وارد بازي اي شدن كه هيچ برنده اي براش وجود نخواهد داشت…مدت هاست كه توجه اي به گذر زمان نميكنم و حسرت تمام حماقت هاي با تو بودن رو ميخورم، حماقت هايي كه صادقانه؛ شيرين بودن!
تو فراموش نميشي…بخش بزرگي از مهم ترين دوران زندگي من پر شده از صدا و تصوير تو
شايد كمرنگ تر از روز هاي اول بريده شدن طناب عشقمون…اما به همون اندازه كشنده تر از دردي كه روز اول روي عشقمون به جا گذاشتي
عشقي كه بعد از اين همه مدت نميدونم چقدر حقيقت داشت…اما ميدونم زيبا بود، حتي به دروغ!
تو فراموش نميشي و
اين رو شبي فهميدم كه اثر صداي تو، باعث شد نفسم بند بياد!

 

برچسب‌ها: دلنوشته عاشقانه, مخاطب خاص, قصه عاشقانه, ادبیات عاشقانه

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی ۱۳۹۷ساعت
۱۵:۲۰ توسط هادی و نگین|

خوب۰بد۰

آخرین رفتن

دسته بندی : دلنوشته ها ، عاشقانه ها تاریخ : پنج‌شنبه 31 ژانویه 2019

میدونی هیچکدوم از قسمتای زندگیه من شبیه قسمتای زندگیه ت نیس
وقتی ک میگم میخوام برم نگو بمونو بجنگ من روزایی از زندگیمو جنگیدم ک همه پا پس کشیدن اما همیشه موندن و جنگیدن جرات نمیخواد بعضی وقتا دل میخواد
دل کندن
این روزا ک حال دلم خوب نیس میزنم رو شونمو میگم غصه نخور
این روزا ک تموم شد از اینجا میریم
بم میگی نرو بت میگم همه رفتای دنیا چمدون ندارن
واسه ی همه رفتنا اش پشت پا نمیزارن
بعضی رفتنا خاموش کردن مبایلت
چک نکردن صفحه غمناک گوشیته
عصبانی میشه میگی اک این همه داری اذیت میشی همین الان برم
بهت میگم من خیلی وقته رفتم فقط ادما خودشونو درگیر رفتنایی ک مختصات ندارن نمیکنن
بت میگم وقتی نمیخوام کسی دنبالم بگرده نگرانم باشه باید دنبال ی دلیل منطقی باشم
ادما همیشه دوست دارن ک ی داستانی برا گفتن داشته باشن
بت میگم رفیق اجر اجر زندگی من با لحظه های ت کلی فرق داره

بت میگم میخوام برم نگو نرو پشت سرم اب نریز ک سریع برگردم
چون همه رفتنا تاریخ و مختصات ندارن

خوب۱بد۰

واژگان قاتل…

دسته بندی : دلنوشته ها ، عاشقانه ها تاریخ : پنج‌شنبه 31 ژانویه 2019

عادی ترین خواسته ها و ساده ترین واژه ها زمانی که ترس را به آنها تزریق کنی به روحی تبدیل میشود که فرشته ی مرگ با سوهان سعی در بیرون کشیدن آن دارد و چ زجری که این پاره گوشت عاشق نمیکشد…
مفاهیم مقدسی مانند عشق و رفاقت که طعمه ی هوس ها و حسادت ها شده.
وپاره گوشتی گناهکار که گناهش مفاهیم مقدس پر تکلف بوده اند که چه بسا به آنها معتقده بوده و دلخوش به همین مفاهیم کهنه در کتاب هایی که ذهن های خسته ی بشر برا تکیه به آنها تقدیسشان کرده بی آنکه وجود داشته باشند.
و چه ساده میشود یک نفر را کشت با سلاحی به اسم کلمات…
او مقاومت میکند باور نمیکند تماشا میکند و در آخر تسلیم میشود تسلیم دشمنانی که دوستشان داشت و میمیرد.
روحش روانش و تمامش تمام میشود و باز شروع میشود ققنوس وار از دل خاکسترهای عشق و رفاقتی نفرت انگیز متولد میشود و حال کودکیست که به دنبال زندگیست اما بدون واژهایی به ظاهر زیبا با او از عشق سخن گفتن فقط مقدمه ایست برا پوزخند با او با رفاقت سخن گفتن فقط پایانیست بر صبرش و شعله های خشمی که شعلور میشوند و میسوزانند.
زمان او را با خودت میبرد و از او هیولایی میسازد که دیگر حتی اعتقادی به انسانیت ندارد و شاید اعتماد این واژه ی غریب تنها راه نجاتش از غرق شدن در باتلاق نفرت باشد.
او دوست دارد نجات پیدا کند و حال او منتظر ناجی است که هدیه اش اعتماد باشد شاید دوباره بتواند زندگی کند…‌

وچه زیبا گفت فروغ فرخزاد:

دردی که انسان را
به سکوت وا میدارد
بسیار سنگین تر از دردیست
که انسان را به فریاد وا میدارد…!
وانسانها فقط به فریاد هم میرسند
نه به سکوت هم…!

خوب۰بد۰

شعر عاشقانه من همان شعبان عاشقم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : چهارشنبه 16 ژانویه 2019

من همان شبان عاشقم
سینه چاک و ساکت و غریب
بی‌تکلف و رها
در خراب دشتهای دور

در پی تو می‌دوم
ساده و صبور
یک سبد ستاره چیده‌ام برای تو
یک سبد ستاره
کوزه ای پرآب
دسته‌ای گل از نگاه آفتاب

یک عبا برای شانه‌های مهربان تو
در شبان سرد
چاروقی برای گامهای پرتوان تو
در هجوم درد

من همان بلال الکنم
در تلفط تو ناتوان
آه از عتاب!

خوب۰بد۰

Download music See You In Another Life for Miley Cyrus

دسته بندی : Miley Cyrus ، موزیک خارجی تاریخ : شنبه 8 دسامبر 2018

نام خواننده: Miley Cyrus
نام آهنگ:  See You In Another Life

متن آهنگ همراه با ترجمه فارسی 

 

Well I believe in love, but not the kinda screws you up, no

من باور دارم عاشقم اما نه برای خرد کردن تو ، نه

I believe in time and chance

من باور دارم به زمان و شانس

Cause I’m not one for making plans

چون من کسی نیستم که نقشه میکشه

Well you’ll go down in history

خوب۰بد۰